اختلاف مشتقّات در مبادئ
مصنّف قدّس سرّه در امر چهارم از امورى كه قبل از بحث اصلى در مشتق مطرح نمود ، درصدد ردّ تفصيلى است كه بعضى آن را به مرحوم ميرزاى قمى ، و عدّهء زيادى به مرحوم فاضل تونى نسبت مىدهند .
بيان تفصيل : برخى گفتهاند : اگر مشتقّ از قبيل خيّاط ، نجّار ، طبيب ، قاضى و . . . باشد مورد نزاع قرار نمىگيرد ، چون صدق حقيقى مشتقّ در چنين مواردى نياز به « تلبّس » ندارد ، بلكه بر أعمّ از متلبّس و ما انقضى ، حقيقتا صادق است . ولى اگر از قبيل : آكل ، ضارب و شارب باشد مورد نزاع خواهد بود .
ردّ تفصيل : مصنّف قدّس سرّه در ردّ اين تفصيل مىگويد : اختلاف در مشتقّات مربوط به اختلاف انحاء و انواع تلبّسات است و اختلاف انحاء تلبّسات نيز از اختلاف مبادى مشتقّات نشأت مىگيرد .
توضيح مطلب : مبادى در مشتقّات به چند وجه ، أخذ مىشوند :
1 - حرفه و صناعت ، مانند : « نجارت » در « نجّار » كه به عنوان حرفه و صنعت و پيشه مأخوذ است ، و در نتيجه تا وقتى كه شخص اين حرفه را دارد ، مشتقّ در متلبّس و اعمّ از آن ، حقيقت است . يعنى حقيقة به او « نجّار » مىگويند حتّى اگر اشتغال به نجارت نداشته باشد .
ولى اگر حرفهء نجارى را رها كند ، باز هم بحث مىشود كه آيا مشتقّ در خصوص متلبّس حقيقت است يا در أعمّ از آن .
2 - قوّه و ملكه ، مانند : « اجتهاد » در « مجتهد » كه به عنوان قوّه و ملكه مأخوذ است ، و در نتيجه تا وقتى كه شخص اين ملكه را دارا باشد ، مشتق در متلبّس و أعمّ حقيقت خواهد بود ، يعنى به او مجتهد گفته مىشود و لو اينكه در آن لحظه مشغول استنباط احكام نباشد .
اما اگر اين شخص ، اجتهادش را از دست بدهد باز هم نزاع پيش مىآيد كه آيا مشتقّ در خصوص متلبّس به مبدأ در زمان حال ، حقيقت است يا در اعمّ از آن و ما انقضى .
3 - فعل ، مانند : « أكل » و « شرب » و « ضرب » در « آكل » ، « شارب » ، « ضارب » كه به عنوان فعلى و نقد أخذ شده است و تا وقتى كه شخص به آن اشتغال دارد ، حقيقتا مشتق صدق مىكند .