ابو اسحاق صابى ( متوفّى 384 ) و عثمان بن جنى ( متوفّى 392 ) نيز از ملازمان مجلس سيّد بودند . « 1 »
سيّد مرتضى كتابى را كه تأليف مىكرد هنوز پايان نيافته بود بين مردم منتشر مىشد بهطورىكه گاه از دست او خارج مىشد و ديگر نمىتوانست در آن تجديدنظر كند . « 2 »
عنايت مردم به نوشتههاى سيّد به حدى بود كه در ايام حيات وى كتابهايى از ناحيهء مخالفان در نقض « 3 » و از ناحيهء موافقان در تأييد و شرح آنها نوشته مىشد . « 4 » گاه كتابى كه در نقض كتاب سيّد نوشته شده بود ، در همان زمان حيات وى به كتابى ديگر نقض مىشد . « 5 »
تأثير سيّد در متأخّران از خود بر اهل فضل و دانش پوشيده نيست و مطالعهء آثار فقها و اصوليين و ديگر دانشمندان اين حقيقت را به خوبى اثبات مىكند . ولى ذكر بعضى از كتب كه به شيوهء تأليفات سيّد تأليف شده و يا نويسندگان آن كتب كه به تحقيق در موضوع تحقيق او پرداخته و يا به شرح يا ايجاز آثار وى همت گماشتهاند ، در اين مقام بدون فايده نيست .
سيّد كتاب « انتصار » را در متفردات اماميه تأليف كرد . شاگرد او شيخ طوسى ( 385 - 460 ) نيز كتابى بر همان منوال به نام « خلاف » در موارد اختلاف شيعه با مذاهب اهل سنّت به رشتهء تحرير و تأليف درآورد و مىتوان « مختلف الاحكام » علّامهء حلّى ( 648 - 726 ) را نيز تا حدى مقتبس از همان سبك دانست .
سيّد كتاب « الحدود و الحقائق » را در تعريف مصطلحات شرعيه نگاشت و كفعمى ( متوفّى 905 ) كتاب « اختصار الحدود و الحقائق » را « 6 » .
هامش
( 1 ) - ادب المرتضى ، ص 122 .
( 2 ) - خاتمهء كتاب شافى ملاحظه مىشود .
( 3 ) - نقض الشافى نوشتهء ابو الحسين بصرى ، در كتاب ادب المرتضى ص 122 پاورقى 5 از رياض العلماء ص 279 به جاى ابو الحسين ، ابو الحسن نقل كرده است .
( 4 ) - ادب المرتضى در پاورقى ص 122 و 123 از كتاب رياض العلماء ص 328 نقل مىكند كه در ترجمهء ابن براج طرابلسى از جملهء مؤلفات او « شرح جمل العلم و العمل » را شمرده كه اصل آن از مرتضى است و در ص 197 در ترجمهء « سلار بن عبد العزيز » را شمرده از جملهء مؤلفات او كتاب « تتمة الملخص » را برشمرده كه اصل آن از علم الهدى است . و نيز كتاب « تلخيص الشافى » از شيخ طوسى است و « شافى » از سيّد .
( 5 ) - الرد على نقض الشافى تأليف سالار ، ( ادب المرتضى ص 123 نقل از رياض العلماء ص 280 ) .
( 6 ) - الذريعة ، ج 1 ، ص 365 ط تهران ، ريحانة الادب ، ج 3 ، ص 371 .