پرش به محتوای اصلی

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحه 78

پدیدآورندگان:

ص۷۸
بزيد است يا عمرو . پس وقوع مفرد بعد از ام دليل بر متصله بودن ام و در نتيجه طلب تصور است . و آمدن هل نشانه طلب تصديق‌كردن است و نميشود در يك مثال طلب تصور و تصديق هردو باهم جمع شوند . و لهذا قبح ايضا : چنان كه قبلا توضيح داده شد « هل زيدا ضربت » نيز قبيح است زيرا تقديم زيد براى تخصيص است و تخصيص دليل بر حصول تصديق به نسبت است و هل هم براى طلب تصديق است . در نتيجه آمدن هل در اين مثال ، براى طلب حصول حاصل است و حصول حاصل محال است . پس طلب حصول حاصل لغو و عبث است . بنابراين بايد اينطور مثالها ممتنع شود نه قبيح . ولى چون احتمال ديگرى هم داشته ممتنع نشده و آن احتمال اينست كه تقديم زيد براى اهتمام باشد . يا زيد مفعول براى فعل محذوف گردد كه باصطلاح نحويّين از باب تفسير شود و تقدير آن چنين است « هل ضربت زيدا » ضربت مذكور ضربت محذوف را تفسير كرده . لكن ذالك خلاف الظاهر : شارح ميگويد : هريك از اهتمام يا مفعول شدن براى فعل محذوف خلاف ظاهر است . زيرا اصل در تقديم مفعول اينست كه براى تخصيص باشد نه اهتمام يا تلذّذ . و نيز منع‌كردن فعل ظاهر را از عمل بدون آنكه داراى ضميرى باشد تا از باب اشتغال شود خلاف ظاهر بلكه قبيح است . دون هل زيدا : مصنف ميگويد : هل زيدا ضربته با ضمير كه از باب اشتغال است قبيح نيست . زيرا تقديم زيد براى تخصيص نيست . پس تصديق با تقديم حاصل نشده و هل براى طلب تصديق آمده . و از طرفى خلاف ظاهر نيست . چون فعل مفسّر يعنى ضربته