نيز برايم تا همراهيم كند نيست ، پس آيا براى من اجازه است كه به مسجد نيايم ؟ » .
كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جواب دادند : « لا » و اصل جواب اينگونه : « لا ، لم يكن لك رخصة » ، و دليل حذف آن ، معلوم بودن آن جمله به واسطه قرينه مقاليه كلام سؤالى قبل است .
الخامس : آخرين وجه از وجود پنجگانه « لا » نافيه اين است كه داراى معناى نفى مىباشد لكن موارد استعمال آن به خلاف چهار وجه ديگر است . يكى از خصوصيات « لا » قسم پنجم اين است كه در بعضى از مواضع واجب است تكرار شود كه آن مواضع عبارتند از :
1 - جمله اسميهاى كه مبتداى آن معرفه است ، مانند قول خداوند متعال :
لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ
( يس / 40 ) .
2 - جمله اسميهاى كه مبتداى آن نكره است و « لا » در آن عمل نكرده است ، مانند قول خداوند رحمان :
لا فِيها غَوْلٌ وَ لا هُمْ عَنْها يُنْزَفُونَ
( الصافات / 47 ) .
كه « لا » به جهت تقديم خبر ، عمل نمىكند به همين علّت تكرار شده است به خلاف اين آيهء شريفه :
لا لَغْوٌ فِيها وَ لا تَأْثِيمٌ
( الطور / 23 )
كه به علّت عملكردن « لا » تكرار واجب نيست هرچند تكرار نيز جايز است همانطور كه در آيه اينگونه است .
3 - جمله فعليهاى كه فعل آن لفظا و معنا ماضى باشد ، مانند اين آيهء شريفه كه در روز قيامت خصوصيات گناهكاران در دنيا را بيان مىكند :
فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى
( القيامة / 31 و 32 ) .
شاهد : در تكرار « لا » به سبب دخول آن بر فعلى است كه لفظا و معنا ماضى است زيرا اين عدم تصديق و نخواندن نماز آنان در دنيا بوده در حالى كه زمان تكلم به اين كلام ، روز قيامت است .
و إنّما ترك التكرار : بايد توجه داشت كه اگر از فعلى كه لفظا ماضى است