شدن دارا نيست ، مانند فعل ، حرف و جملهء اسميه ، در بين نحويون دربارهء معناى « يا » اختلاف است و دراينباره سه قول است :
1 - « يا » حرف ندا و مناداى آن محذوف است و در تمامى اين موارد يك اسم مثل قوم در تقدير مىباشد .
2 - « يا » داراى يك قسم ديگر غير از حرف ندا است كه معناى آن مثل « ألا » بوده و به آن « يا » تنبيه مىگويند و « يا » در اين موارد حرف ندا نمىباشد زيرا در اين صورت بايد قائل شود كه هم « ادعو » كه متشكل از فعل و فاعل است ، و هم منادا همگى حذف شدهاند و تنها يك حرف جايگزين آنها شده است و اين اجحاف و زيادهروى در حذف و جايگزينى شىء ضعيف در مكان شىء اقوى مىباشد كه اين جايز نيست .
3 - قول ابن مالك كه قائل به تفصيل است ، او مىگويد اگر بعد از « يا » جملهء دعائيه مثل جملهء مذكور در شعر اخير و يا بعد از آن جمله امر باشد ، مثل آيهء شريفهء :
أَلَّا يَسْجُدُوا
( النمل / 25 ) .
« يا » براى ندا است و منادا محذوف مىباشد زيرا كثيرا ندا قبل از اين دو قرار مىگيرد ، مانند آيهء شريفهء :
يا آدَمُ اسْكُنْ
( البقرة / 35 ) .
يا نُوحُ اهْبِطْ
( هود / 48 ) .
يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ
( الزخرف / 77 ) .
شاهد : در وقوع « يا » ندا قبل از فعل امر مىباشد كه منادا در آنها مذكور است بنابراين در موارد دخول آن بر فعل امر و جمله دعائيه و عدم ذكر اسمى بعد از آن حمل بر نداء بودن آن مىشود .
و إلّا فهي للتنبيه : ولى اگر در غير اين دو مورد - فعل امر و جمله دعائيه - « يا » داخل شد « يا » حرف تنبيه خواهد بود .