و فاعل كه ضمير مفرد مذكر غائب است و نون وقايه و ياء متكلم مفعول آن مىباشد صله آن و محلى از اعراب ندارد .
معناى شعر : « قسم مىخورم كه محققا با محبت نظر كردم تو را در تمامى مجالس ، ناگهان تو كمك مىكنى كسى كه دشمنى مىكند مرا » .
التاسع : نهمين قسم از اقسام پانزدهگانه واو ، واو ثمانيه است ، يعنى واوى كه در موقع شمارش اعداد هرگاه به عدد « ثمانية » رسيده شود قبل از آن آورده مىشود ، مانند « ستة ، سبعة و ثمانية » . جماعتى از نحويون ضعيف و ادباء و مفسرين قرآن اين قسم را براى واو بيان كردهاند و گفتهاند : عرب اين گونه در موقع شمارش سخن مىگويد تا اينكه بيان شود كه عدد « سبعة » عدد تمام و كاملى است - لذا عدد هفته هفت است - و همانا عدد بعد ، عدد آغازين و جديدى است ، و آنان از مصاديق واو ثمانيه ، اين آيه شريفه كه دربارهء تعداد اصحاب كهف است قرار دادهاند :
سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَ يَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَيْبِ وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلا تُمارِ فِيهِمْ إِلَّا مِراءً
( الكهف / 22 )
شاهد : در ذكر واو ثمانيه قبل از « ثامنهم » در آيه است در حالى كه در اعداد قبل از آن ذكر نشده است .
قيل : قول ديگر در آيهء شريفه اين است كه واو مذكور در آيه عاطفه است و جمله اسميه « ثامنهم كلبهم » را عطف بر جمله اسميه « هم سبعة » مىكند كه مبتداى آن « هم » بوده و در تقدير است .
ثم قيل : سپس در اينكه تمام آيه تا
« قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ »
نقل قول كسانى كه دربارهء اصحاب كهف سخن مىگويند است و يا اينكه بعضى از فرازهاى آيه سخن آنان و بعضى ديگر كلام خدا در جواب آنان است در بين علما اختلاف شده است .
يك قول اين است كه تمامى فرازهاى آيه تا
« قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ »
كلام غير خداست . و قول ديگر اين است كه فراز « و ثامنهم كلبهم » واو عاطفه است و كلام خداوند است كه اين جمله را عطف بر جملهء « نعم هم سبعة » مقدر مىكند و اين دو