تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
مىشد ، مانند : « اشتريته بدرهم فصاعدا » كه عامل در جمله معطوف حذف شده و معمول آن « صاعدا » باقى مانده در حالى كه تمامى معطوف عليه مذكور است زيرا در اصل اين گونه بوده است : « اشتريته بدرهم فذهب الثمن صاعدا » لكن چون بين « ذهب » و « اشتريته » قدر مشترك وجود ندارد پس نمىتوان گفت كه فاء در آن خصوصيت با واو مشترك است . الثالث عشر : عطف لفظى بر اسم مرادف خود ، خصوصيت سيزدهم واو عاطفه مىباشد ، مانند آيهء شريفهء :
إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ
( يوسف / 86 ) شاهد : در عطف « حزني » بر « بثي » به واسطهء واو است درحاليكه اين دو از حيث معنا مترادف هم مىباشند و ابن مالك قائل است كه « أو » نيز داراى اين خصلت است ، مانند آيهء شريفهء :
مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً
( النساء / 112 ) شاهد : در عطف دو اسم مترادف « خطيئة » و « إثما » به واسطهء « أو » است . الرابع عشر : عطف‌كردن اسم معطوف مقدم - در حالى كه اصل تأخر آن است - بر متبوع و معطوف عليه مؤخر - در حالى كه اصل تقدم آن است - در موارد ضرورت شعرى ، خصوصيت چهاردهم واو عاطفه است ، مانند :
« جمعت و فحشا غيبة و نميمة * خصالا ثلاثا لست عنها بمرعوى » « 1 »
شاهد : در عطف معطوف مقدم « فحشا » به واسطه واو بر معطوف عليه مؤخر « غيبة » به جهت ضرورت شعرى است . تركيب شعر : « جمعت » فعل و فاعل و « غيبة » مفعول و واو عاطفه « فحشا » عطف بر « غيبة » و « نميمة » عطف بر « فحشا » است و « خصالا » صفت براى مجموع آنهاست و « ثالثا » صفت « خصالا » و جمله بعد ، صفت دوّم براى « خصالا » است و « لست » فعل ناقصه با اسم آن و « عنها » متعلق به « مرعوى » و باء زائده و « مرعوى » خبر « ليس » است .
هامش
( 1 ) - التصريح على التوضيح : 2 / 137 .