تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
به مطلبى در حال حاضر است . الرابع و الخامس و السادس : « هل » هرگز بر ادات شرط و « إنّ » و اسمى كه بعد از آن فعل آمده است در نثر داخل نمىشود به خلاف همزه كه داخل بر تمامى اين موارد مىشود ، مانند آيهء شريفهء :
أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ
( الأنبياء / 34 ) . كه همزه بر « إن » شرطيه داخل شده و به علت صدارت‌طلبى مقدم بر حرف عطف فاء نيز شده است و مانند :
أَ إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ
( يوسف / 90 ) . كه همزه داخل بر « إنّ » شده است . مانند :
أَ بَشَراً مِنَّا واحِداً نَتَّبِعُهُ
( القمر / 24 ) . شاهد : در دخول همزه بر اسمى كه بعد از آن فعل « نتبعه » آمده است مىباشد به خلاف « هل » كه بر اين گونه اسماء داخل نمىشود و حتما در اين مورد بر آن فعل بايد داخل شود . السابع و الثامن : « هل » بعد از حرف عطف در جمله خود واقع مىشود و بعد از « أم » منقطعه نيز قرار مىگيرد به خلاف همزه كه به علت كمال صدارت‌طلبى كه داراست از حرف عطف جمله خود مقدم مىشود و با « أم » منقطعه كه آن نيز صدارت طلب است جمع نمىشود . به خلاف « هل » مانند آيهء شريفهء :
فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ
( الأحقاف / 35 ) . كه « هل » بعد از حرف عطف فاء آمده است ، و مانند آيهء شريفهء :
قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ
( الرعد / 16 ) . شاهد در وقوع « هل » استفهام بعد از « أم » منقطعه مىباشد . التاسع : همانا شأن چنين است كه گاهى از « هل » ارادهء نفى مابعد مىشود ، به همين جهت ، در بعضى از موارد بعد از آنكه « هل » بر جمله اسميه داخل شد ، بر خبر آن جمله ، « إلّا » قرار مىگيرد و اين خود كاشف از معناى نفى داشتن « هل » مىباشد زيرا « إلّا » استثنائيه همانند باء جاره در موقع وقوع آن در جملهء اسميه بر خبر منفى