فاعل و ضمير مؤنث ، مفعول اول و جمله « تخفى على الناس » در محل نصب مفعول دوم آن است و ضمير نائب فاعل به « خليقة » عود مىكند و « تعلم » به صيغهء مجهول و مجزوم جواب شرط ، همانطور كه « تكن » مجزوم بوده و فعل شرط براى « مهما » است .
معناى شعر : « هرگاه كسى داراى خوى و اخلاقى باشد ، اگرچه گمان كند كه آن خوى براى مردم مخفى بوده ، ولى دانسته مىشود - و عيان مىشود - آن خصلت » .
الثاني : دومين شرط استعمال « من » زائده ، نكره بودن مجرور آن است ، چنان كه ابن مالك مىگويد :
و زيد في النفى و شبهه فجرّ * نكرة ك « ما لباغ من مفّر »
الثالث : سومين شرط استعمال « من » زائده اين است كه مجرور آن ، در واقع فاعل يا مفعول و يا مبتدا باشد .