شاهد : در بيانيه بودن « من » جاره براى تبيين مراد از « مهما » شرطيه است .
معناى آيه : « گفتند هرچه را كه بياورى تو آن را كه عبارت است آن چيز از نشانه - صحت پيامبرى - تا سحر كنى ما را ، ما به تو ايمان نمىآوريم » .
و هي و مخفوضها : بايد دانست كه « من » تبيينيه و مجرورش متعلق به شبه فعل عام و در موضع نصب بنا بر حاليت از آن اسم مبهم مىباشد . سابقا بيان شد كه كثيرا « من » تبيينيه بعد از « ما و مهما » مىآيد و قليلا بعد از غير از اين دو نيز مىآيد ، مانند قول كميت درباره عيد غدير خم :
علىّ أمير المؤمنين و حقّه * من اللّه مفروض على كلّ مسلم
و إنّ رسول اللّه أوصى بحقّه * و أشركه في كلّ حقّ مقسّم
و زوّجه صدّيقة لم يكن لها * معادلة غير البتولة مريم
و ردّم أبواب الّذين بنى لهم * بيوتا سوى أبوابه لم يردّم
« أوجب يوما بالغدير ولاية * على كلّ برّ من فصيح و أعجم » « 1 »
شاهد : در تبيين « بر » به واسطهء « من » مىباشد .
معناى شعر : « و واجب گردانيد پيامبر روزى در غدير خم ولايت - او را - بر تمامى انسانها كه عبارتند از فصيح ( عرب ) و غير فصيح ( غير عرب ) » .
و قال اللّه تعالى :
يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ يَلْبَسُونَ ثِياباً خُضْراً مِنْ سُنْدُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ
( الكهف / 31 ) .
در اين آيهء شريفه سه « من » ذكر شده است كه « من » دوّم و سوم براى تبيين است ، دومى براى تبيين « أساور » و سومى براى تبيين « ثيابا خضرا » و لكن « من » اوّل براى ابتدا است و لكن ديگرى قائل است كه « من » اول زائده بين فعل و مفعول است . قابل ذكر است كه برخى از نحويون وجود و استعمال « من » تبيينيه در غير از « ما » و « مهما » قبول ندارند و مىگويند در اين آيهء شريفه « من » دوّم و سوّم براى
هامش
( 1 ) - الغدير : 2 / 195 .