جواب قسم واقع شدن - با جملهاى كه « لن » يا « لم » در آغاز آن باشد ، مانند قول ابو طالب عليه السّلام در مدح پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، آن زمان كه قريش او را تهديد مىكردند به جهت اينكه او مدافع و حامى پيامبر بود :
« و اللّه لن يصلوا إليك بجمعهم * حتّى اوسّد في التّراب دفينا » « 1 »
فانفذ لأمرك ما عليك غضاضة * فكفى بذا دنيا لديك و دينا
و دعوتني و زعمت أنّك ناصح * فلقد صدقت و كنت قبل أمينا
و عرضت دينا قد علمت بأنّه * من خير أديان البريّة دينا
معناى شعر : « به خدا قسم مىخورم كه دست نمىيابند به تو به واسطه اجتماعشان تا اينكه من قرار گرفته شوم در خاك در حالى كه دفن شدهام » .
تركيب شعر : « و اللّه » متعلق به « اقسم » و جمله بعد جواب آن ، هردو جار و مجرور متعلق به « يصلوا » و « اوسّد » منصوب به « أن » و « حتى » با اين اسم مووّل ، متعلق به « يصلوا » و « فى التراب » متعلق به « اوسد » و « دفينا » حال از فاعل « اوسد » كه فعل مضارع متكلم وحده مجهول است مىباشد .
و قيل لبعضهم : مثال قبل براى جواب قسم قرار گرفتن « لن » و فعل بعد از آن بود ، و اكنون مثال براى جواب قسم گرفتن « لم » و مابعد از آن مىباشد ، مانند كه گاه گفته مىشود براى بعضى از اعراب : « أ لك البنون ؟ » آيا براى تو پسرانى هست ؟ و او مىگويد : « نعم » و سپس قسم مىخورد « و خالقهم لم تقم عن مثلهم منجبة » يعنى قسم مىخورم به خالق آن پسران كه هيچ زن نجيبهاى قيام نكرده و نيامده براى زاييدن مثل آن پسران » .
شاهد : در جواب قسم بودن « لم » و فعل بعد براى قسم « و خالقهم » است .
و يحتمل هذا : مصنف كتاب براين مثال اشكال مىكند و مىگويد احتمال دارد اين مثال از باب حذف جواب قسم باشد و تقدير اين گونه باشد : « و خالقهم إن لى لبنين » و جمله « لم تقم عن مثلهم منجبة » جمله استينافه باشد كه در اين صورت جواب قسم نخواهد بود .
هامش
( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 682 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 5 / 158 .