معناى شعر : « و نيست هواى نفسم اين گونه كه منع از مدح پيامبر كند ، اميدوارم كه به واسطهء اين ثنا در بهشت جاويدان جايگاه جاودانى داشته باشم » .
و مثال براى اشفاق و خوف وقوع خبر براى اسم « لعلّ » قول أمير المؤمنين عليه السّلام است .
« لا تأمن على نفسك صغير معصية فلعلّك معذّب عليه » « 1 »
معناى كلام : « آسوده مگير بر نفس خود گناهان كوچك را ، پس خوف است براى تو كه عذاب داده شوى بر آن » .
و تخصص بالممكن : بايد توجه داشت كه در استعمال « لعلّ » شرط است كه وقوع خبر براى اسم ، ممكن باشد به خلاف « ليت » كه هم در ممكن و هم در غير ممكن استعمال مىشود .
بايد دانست كه در اين آيهء شريفه كه حكايت قول فرعون است « لعلّ » در محال واقعى استعمال شده است با آن كه گفته شد كه « لعلّ » در ممكنات استعمال مىشود :
لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبابَ أَسْبابَ السَّماواتِ
( غافر / 36 و 37 ) .
شايان ذكر است كه « لعلّ » در اين آيه نيز در ممكن استعمال شده است البته از ديدگاه متكلم كه فرعون است دليل آن اين است و جز نيست كه فرعون اين كار محال را - رسيدن به ملكوت سماوات - جاهلانه براى خود ممكن دانسته و يا اينكه او مىدانسته محال است لكن خلاف واقع و دروغانه چنين ادعايى كرده است كه اين كار ممكن براى من است .
2 - الثاني : دومين معناى « لعلّ » تعليل و بيان علت بودن مابعد براى ماقبل است اين معنا را براى « لعلّ » جماعتى از نحويين كه از آنان اخفش و كسايى است ، ذكر و براى آن اثبات كردهاند و « لعلّ » مذكور در اين آيه را حمل بر همين معنا كردهاند كه خطاب به حضرت موسى و هارون جهت هدايت فرعون است :
اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى
( طه / 44 ) .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة : ط 141 / 429 .