حال مىباشد .
معناى شعر : « اجتماع كردند آن اصحاب و دستبهدست يكديگر دادند براى كمك به فرزند دختر پيامبرشان به واسطهء شمشيرهايشان در حالى كه آنان شيران بيشه و شجاعان در جنگ بودند » .
قيل : قولى در باء بسمله ( بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ) است كه مىگويد : باء معناى استعانت دارد ، زيرا هرگز فعلى به وجه كامل انجام نمىگيرد و تمام نمىشود مگر به كمك و استعانت از بسمله و ذكر نام خداوند در اوّل آن فعل ، و در حديث نبوى است : « كلّ أمر ذي بال لم يبدأ فيه باسم اللّه فهو أبتر » « 1 » .
معناى حديث : « هرامر صاحب ارزشى كه آغاز نگردد با نام خدا ، ناتمام خواهد ماند » .
الرّابع : چهارمين معناى باء ، سببيّت است و باء به اين معنا در كلام ، بيان مىكند كه ما بعد ، سبب براى وقوع ما قبل است ، مثل اين آيهء شريفه كه دربارهء قوم بنى اسرائيل و گوسالهپرستى آنان نازل شده است :
إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخاذِكُمُ الْعِجْلَ
« البقرة / 54 » .
معناى آيه : « همانا شما ظلم كرديد به خودتان به سبب اتخاذتان - پرستيدنتان - گوساله را » . و مانند قول أبى طالب در مدح پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بعد از آنكه مردم قحطىزدهء مكه از ابى طالب ، طلب دعا براى باران كردند او پيامبر را در حالى كه كودكى بود به بيابانهاى اطراف مكه برد و خدا را به او قسم داد و او را وسيلهء نزول رحمت خدا قرار داد كه فورا باران باريد و او اين قصيده را گفت :
و ما ترك قوم لا أبالك سيّدا * يحوط الذّمار في مكرّ و نائل
« و أبيض يستسقى الغمام بوجهه * ثمال اليتامى عصمة للأرامل » « 2 »
تلوذ به الهلاك من آل هاشم * فهم عنده في نعمة و فواضل
شاهد : در باء « بوجهه » است كه داراى معناى سببيّت مىباشد .
هامش
( 1 ) - الميزان 1 / 16 ، الكشاف : 1 / 3 .
( 2 ) - شرح شواهد المغني : 1 / 395 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 3 / 168 ، أعيان الشيعة : 1 / 219 ، الإرشاد : 176 ، الخزانة : 1 / 251 .