تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وصايا الرسول ( ص ) والائمة ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
رجل من أهل الجبل فسلّم عليه ، فقال له عند الوداع : أوصني فقال : اوصيك بتقوى اللّه و برّ أخيك المؤمن فأحببت له ما تحبّ لنفسك ، و إن سألك فأعطه ، و إن كفّ عنك فاعرض عليه ، لا تملّه فانّه لا يملّك ، و كن له عضدا ، فان وجد عليك فلا تفارقه حتّى تسلّ سخيمته ، فان غاب فاحفظه في غيبته ، و إن شهد فاكنفه ، و اعضده ، و زره و أكرمه ، و الطف به ، فانّه منك و أنت منه ، و فطرك لأخيك المؤمن ، و إدخال السّرور عليه أفضل من الصّيام و أعظم أجرا . « 1 » 3 - فى البحار ، عن اعلام الدين للديلمى : عن الباقر عليه السّلام ، أنّه قال لبعض شيعته ، و قد أراد سفرا فقال له : أوصني فقال : « لا تسيرنّ شبرا و أنت حاف ، و لا تنزلنّ عن
شرح
بزرگتر از حرمت تو است ، و مردى كوهستانى بر آن حضرت وارد شده سلام كرد و هنگام خداحافظى عرض كرد : مرا وصيّتى فرما ، فرمود : تو را سفارش و وصيت مىكنم به تقواى الهى و نيكى به برادر مؤمن خود بدان‌گونه كه دوست بدارى براى او آنچه را براى خود دوست مىدارى ، و اگر از تو درخواستى كرد به او بدهى ، و اگر از مراجعه به تو خوددارى كرد تو به او مراجعه كن و در اين كار او را خسته نكن او نيز تو را خسته نمىكند ، و براى او بازويى باش ، و اگر از تو دلگير شد از او جدا نشو تا عقدهء دلش را بگشايى ، و اگر از پيش تو رفت در غياب او حرمتش را نگهدار ، و اگر نزد تو بود او را در كنف حمايت خويش گير ، و كمكش كن و به ديدارش برو و اكرامش كن و با او مهر بورز كه او از تو است و تو از اويى ( و همچون يك روح در دو بدن هستيد ) و افطارى دادن به برادر دينىات و خوشحال كردن او از روزه برتر و پاداشش بزرگتر است .

وصيتهايى به كسى كه سفر مىرود

3 - در كتاب بحار الانوار از كتاب اعلام الدين ديلمى از امام باقر روايت كرده كه يكى از شيعيان آن حضرت مىخواست به سفرى برود و به آن حضرت عرض كرد : مرا وصيّتى فرما ، حضرت به دو
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 74 ، ص 233 .