پرش به محتوای اصلی

شرح بوستان ( فارسى ) — صفحه 66

پدیدآورندگان:

ص۶۶
چه كردى كه درنده رام تو شد * نگين سعادت به نام تو شد ؟ بگفت ار پلنگم زبونست و مار * و گر پيل و كركس ، شگفتى مدار تو هم گردن از حكم داور مپيچ ، * كه گردن نپيچد ز حكم تو ، هيچ ( 1 ) چو حاكم به فرمان داور بود ، * خدايش نگهبان و ياور بود محالست چون دوست دارد ترا ، * كه در دست دشمن گذارد ترا ره اينست ، روى از طريقت ( 2 ) متاب * بنه گام و كامى كه دارى بياب
. . . . . . . . . .
شرح
( 1 ) . هيچ : مسند اليه است براى « گردن نپيچد » ، « هيچ » و هيچ‌چيز و هيچكس از كنايات است . ( 2 ) . طريقت : مراد ، روش اهل صفا و سلوك است . عرفا معتقدند علاوه بر اينكه هركس بايد مطيع شريعت باشد ، بايد طريقتى نيز گزيند . از اين‌رو صوفيان و عارفان را اهل طريقت نيز مينامند . جمع طريقت طرائق است . طرائق الحقايق ، كتابى است مفصل كه نايب الصدر ساخته و در آن به ذكر خصوصيات هريك از طريقه‌هاى عرفانى و شرح حال بزرگان عرفان پرداخته است .