كه اين لقمه بشكست دندان من * ز آسيب آن ، رنجه شد جان من
شنيدم كه صاحبدلى نكتهدان * چنين گفت ، در گوش صاحب قران
غذاى تو گر نيست از سيم و زر * نه از لعل و مرجان و در و گهر
دگر اينهمه حرص بسيار چيست ؟ * بهر كشورى جنگ و كشتار چيست ؟
چو آزاده مردم ، به نانى بساز * به آزادگى با جهانى بساز
مشقت نيرزد جهان داشتن * گرفتن به شمشير و بگذاشتن
شرح بوستان ( فارسى ) — صفحة 20
مساهمون: محمد خزائلى
ص٢٠