تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩

شرح ابيات

[ بيان توكل و ترك جهد گفتن نخجيران به شير ]

طايفه‌ى نخجير در وادى خوش * بودشان از شير دايم كش مكش
نخجير : حيوان كه آن را شكار كنند ، شكار كوهى خاصه بز . وادى : گذرگاه سيل و آب ميان دو كوه و يا دو تل و تپه ، رودخانه . كش مكش : تركيبى است از صيغه‌ى امر و نهى از مصدر كشيدن كه معنى آن امر و نهى پياپى و مختلف و نيز خصومت است .

[ جواب گفتن شير نخجيران را و فايده جهد گفتن ]

من هلاك فعل و مكر مردمم * من گزيده‌ى زخم مار و كژدمم
فعل : مجازا ، مكر و حيله :
گنجيست درين خانه كه در كون نگنجد * اين خانه و اين خواجه همه فعل و بهانه ست
ديوان ، ب 3591
كو آن فضولىهاى تو كو آن ملوليهاى تو * كو آن نغوليهاى تو در مكر و فعل اى ذو فنون
همان مأخذ ، ب 18718
بجز از باطن عاشق بود آن باطل عاشق * كه وراى دل عاشق همه فعلست و دغايى
همان مأخذ ، ب 30009
مردم نفس از درونم در كمين * از همه مردم بتر در مكر و كين