شرح ابيات
[ حكايت عاشق شدن پادشاه بر كنيزك و بيمار شدن كنيزك ]
بشنويد اى دوستان اين داستان * خود حقيقت نقد حال ماست آن
نقد حال : سخن يا قصه يا هر چيز كه مناسب حال گوينده يا شنونده باشد ، نظير : حسب الحال ، حسب حال ، آن چه بالفعل از وارد غيبى بدست آيد . 4 - درين بيت معنى اول مناسب است چنان كه در بيت ذيل :
ليك خود با اين همه بر نقد حال * جست بايد تخت او را انتقال
مثنوى ، ج 4 ، ب 884 نيز ، جع : فرهنگ نوادر لغات و تعبيرات ، ضميمهى جلد هفتم ديوان كبير ، در ذيل : نقد حال ، نقد وقت .
آن يكى خر داشت ، پالانش نبود * يافت پالان گرگ خر را در ربود
كوزه بودش آب مىنامد به دست * آب را چون يافت خود كوزه شكست
آن : اسم اشاره ، در تعبيرات گاهى بر سر اسم نكره مىآمده است مانند :
شرط اين هر منزلى آنست كه بتوبه در آيى و بتوبه بدر آيى . انس التائبين از احمد جام ، نسخهى خطى متعلق به استاد همايى ، مكتوب 847
اكنون صفت بچه انگور بگويم * كاين هر صفتى در صفت او هذيانست
منوچهرى
اين سخن گفتند با محمود باز * كاين گدايى گشت عاشق بر اياز
منطق الطير
گشت عاشق بر اياز آن مفلسى * اين سخن شد فاش در هر مجلسى
همان مأخذ