تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
جع : تفسير كشاف ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 258 ، تاج العروس ، مقدمه الادب در ذيل : مرخ . منجمين و صابئه معتقد بوده‌اند كه حوادث و تغييراتى كه در جهان فرودين و زير چرخ ماه صورت مىگيرد منوط است بتاثير كواكب و افلاك از جهت قرب و بعد و سعد و نحس و نسبت كواكب با يكديگر و با جهان سفلى ، بر خلاف صوفيان و اشعريان كه حوادث را راسا و بدون واسطه مستند به اراده و قدرت حق مىدانند . مولانا درين ابيات عقيده‌ى منجمان را رد مىكند و مىگويد فلك خود سر گردان و مسخر امر خداست . براى تفصيل بيشتر ، جع : شرح مواقف طبع آستانه ، ج 3 ، ص 51 - 50 .
باد آتش مىخورد از امر حق * هر دو سر مست آمدند از خمر حق
آب حلم و آتش خشم اى پسر * هم ز حق بينى چو بگشايى بصر
باد آتش را خاموش مىكند و فرو مىنشاند و هستى آن را بر هم مىزند و خاصيتش را از وى مىگيرد پس آتش مقهور باد است ولى باد نيز مطيع فرمان و بنده‌ى قدرت خداست و برين قياس صفات انسانى كه به صورت لطف يا قهر جلوه گر مىشوند و حكم آب و آتش دارند ، مانند حلم و خشم ، آنها نيز به حكم و تصرف حق ظاهر مىشوند . نتيجه آن كه احوال بيرونى و درونى و حوادث خارجى و باطنى در دائره‌ى قدرت و امر خدا گردانند و فعل و آثار آنها نيز بايجاد حق تعالى است .
گر نبودى واقف از حق جان باد * فرق كى كردى ميان قوم عاد
فرق كردن : تميز دادن ، فرق گذاشتن . عاد : نام قبيله‌اى است از عرب كه منقرض شدند و نسل آنها بر جاى