تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩

شرح ابيات

[ حكايت پادشاه جهود ديگر كه در هلاك دين عيسى سعى مىنمود ]

يك شه ديگر ز نسل آن جهود * در هلاك قوم عيسى رو نمود
نسل : ذريت و فرزندان از پشت يك پدر ، زاد و ولد ، نژاد . رو نمودن : پديد آمدن ، ظاهر شدن . اين پادشاه كه موضوع اين حكايت است ذو نواس نام داشت و از ملوك يمن بود و آن پادشاه كه موضوع حكايت پيشين است ساخته‌ى قصه پردازان و يا خود مولاناست و بنا بر اين نمىتوان تصور كرد كه ذو نواس از نسل او بوده است و بىگمان مقصود مولانا نژاد و نسب ظاهرى او نبوده است ولى او از حيث روح و اخلاق باولين شباهت داشت و نزد مولانا اعتبار به نسبت است نه نسبت و درين مورد هم نژاد معنوى مقصود اوست نه نسب ظاهرى ، اين نكته را وى در دفتر ششم بصراحت اظهار كرده است :
هست اشارات محمد المراد * كل گشاد اندر گشاد اندر گشاد صد هزاران آفرين بر جان او * بر قدوم و دور فرزندان او آن خليفه زادگان مقبلش * زاده‌اند از عنصر جان و دلش گر ز بغداد و هرى يا از رىاند * بىمزاج آب و گل نسل وىاند شاخ گل هر جا كه رويد هم گلست * خم مل هر جا كه جوشد هم ملست
ب 178 - 174
گر خبر خواهى از اين ديگر خروج * سوره بر خوان وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ
وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ
: قرآن كريم ( البروج ، آيه‌ى 1 ) .
سنت بد كز شه اول بزاد * اين شه ديگر قدم بر وى نهاد