دارند و اين رفعت مكانى است و روح را به بلندى و برترى از آن جهت مىشناسيم كه در بدن تصرف مىكند و يا بسبب آن كه مجمع كمالات انسانى است پس علو و رفعت روح يا بحسب مكانت و شرف است و يا از جهت ذات و اين هر دو امرى معنوى است و دومين بلندى حقيقى و ذاتى است ولى هيچ يك از آنها حسى نيست پس افلاك به صورت و به لحاظ حس داراى رفعتاند و روح از نظر معنى و به لحاظ واقع برفعت متصف است و چون تاثير و ظهور آثار مرتبط بمعنى است بدين مناسبت جسم را مانند لفظ و نام چيزى مىشمارد زيرا لفظ هم منشا اثر نيست و كسى از لفظ نان سير نمىشود و از تلفظ آب تشنگيش فرو نمىنشيند .
[ جواب گفتن وزير كه خلوت را نمىشكنم ]
گفت حجتهاى خود كوته كنيد * پند را در جان و در دل ره كنيد
ره كردن : راه دادن ، راه باز كردن .
قصهى يوسف مصرى همه در چاه كنيد * ترك خندان لب من آمد هين راه كنيد
ديوان سنايى ، ص 180
گر امينم متهم نبود امين * گر بگويم آسمان را من زمين
مبتنى است بر حديث نبوى : ليس لك ان تتهم من قد ائتمنته . و نظير آن روايت شده از حضرت جعفر بن محمد الصادق عليه السلام :
ليس لك ان تأتمن من خانك و لا تتهم من ائتمنت .
فصل الخطاب ، طبع طهران ، ص 1192 . و اين حديث و نظاير آن مبناى فتواى فقهاست در احكام امانات و ضمان وديعه . جع : شرح هدايه ، طبع بولاق ، ص 89 ، رياض المسائل ، باب الوديعة .