چار پا را قدر طاقت بار نه * بر ضعيفان قدر قوت كار نه
كار نهادن : تكليف بمعنى مصدرى ، موظف ساختن .
اشاره است به آيهى :
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها
، . . .
رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ
. ( البقرة ، آيهى 286 ) و مبتنى است بر مسالهى « تكليف ما لا يطاق » كه اشعريه و مجبره آن را جايز مىدانند و شيعه و معتزله معتقدند كه خدا بنده را به امرى كه فوق طاقت او باشد مكلف نمىكند زيرا اين امرى قبيح است و خدا از اتصاف بدان منزه است . جع : تبيان شيخ طوسى چاپ ايران ، ج 1 ، ص 290 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 2 ، ص 575 - 573 ، شرح مواقف ، چاپ آستانه ، ج 3 ، ص 160 .
دانهى هر مرغ اندازهى وى است * طعمهى هر مرغ انجيرى كى است
ناظر است به مثل : مرغى كه انجير مىخورد نوكش كج است . مرغ انجير خوار مرغى است زرد رنگ كه منقارى كژ دارد ، اين مرغ در اطراف طهران ديده مىشود .
سفرهى انجير شدى صفر وار * گر همه مرغى بدى انجير خوار
مخزن الاسرار نظامى ، نسخهى خطى نيز ، جع : امثال و حكم دهخدا ، در ذيل : طعمهى هر مرغكى انجير نيست .
و اين مثل را براى تاييد مضمون بيت پيشين و اينكه تكليف بايد مناسب طاقت و توانايى مكلف باشد آورده است .
طفل را گر نان دهى بر جاى شير * طفل مسكين را از آن نان مرده گير
چون كه دندانها بر آرد بعد از آن * هم به خود گردد دلش جوياى نان
مرغ پر نارسته چون پران شود * لقمهى هر گربهى دران شود