از كلك نظام اين غزل و قول عجب نيست * عالم همه بر عشق زبان است و بيان است « 1 »
اشعار نصيحت
خوبى به خوشاندامى و سيمين ذَقَنى نيست * علم و عمل اى دوست به مايى و منى نيست
مردى به جهاندارى و دشمنفكنى نيست * هر شيشه گلرنگ عقيق يَمَنى نيست
هركس كه به برش خرقه اويس قَرَنى نيست * سلمان شدن از راه ريا و دَغَلى نيست
بَو ذَر شدن اى دوست به شيرينسخنى نيست * حُسن آيت روح است به نازك بدنى نيست
از موهبت غيب كه جانى است تنى نيست * آن هم بجز از راستى و خود شكنى نيست
ترجمه قول غزالى نقل از حاشيهء « عدّة الدّاعى » فى ترك الدنيا
گفت غزالى در « منهاج » كه بعضى از زهّاد گفت كه : من دنيا را ترك كردم به جهت كمى اعتناء به او و زيادتى تعب او و سرعت فناى او و پستى شركاى او . شيخ من گفت : از اين حرف بوى رغبت به دنيا مىآيد ؛ به جهت اينكه كسىكه شكايت كند از فراق كسى ، دوست دارد وصال او را و كسىكه چيزى را ترك كند به جهت بدى شركاى آن ، اگر او را شركاء نبود آن چيز را اخذ مىكرد ؛ پس سخن صحيح در وصف آن ، چيزى است كه شيخ ما گفته : دنيا دشمن خداى عز و جلّ است و تو دوست دارى او را و كسىكه كسى را دوست دارد دشمن او را هم دشمن دارد . گفته است شيخ : براى اينكه دنيا در اصل چركى و مردار است . آيا نمىبينى آخرش منجر مىشود به پليدى و فساد و تلاشى و اضمحلال لكن دنيا مردارى است كه به عطر آلوده شده و زينت كرده شده است ؛ از ظاهر آن غافلان مغرور شدند و عاقلان زهد ورزيدند .
فى كتاب انيس الادباء فى جمع المال من الحلال نقلا عن الكافى
عن عمرو بن جميع قال : سمعت ابا عبد اللّه عليه السّلام يقول : لا خير فى من لا يحبّ جمع المال من حلال يكفّ به وجهه و يقضي به دينه و يصل به رحمه . « 2 »
ترجمه : فرمود حضرت صادق عليه السّلام : خير نيست در كسىكه دوست ندارد جمع مال از
هامش
( 1 ) . حاشيه عرة لداعى ص 46 .
( 2 ) . انيس الادباء ص 16 ، الكافى 5 / 72 .