در بيان ضرر همنشين بد
وهب بن منبه روايت كرده كه : چون حضرت موسى عليه السّلام بر فرعون داخل شد ، به فرعون فرمود : به خدا ايمان بياور تا ملك و پادشاهى تو برقرار بماند و نيز بهشت هم از براى تو باشد . فرعون گفت : باش تا با هامان مشورت كنم . و چون با هامان مشورت كرد ، هامان گفت : بعد از اينكه سالها است مردم ترا خدا دانسته و عبادت كردهاند ، مىخواهى اعتراف به بندگى كنى ؟ فرعون اغوا شده ، تكبر كرد . همچنانكه ابتداى سلطنتش به عدل و انصاف رفتار مىكرد . چون ندماى سوء براى خود گرفت مانند هامان ، او را گمراه هلاك كردند .
و قيل : « ان اللّه اذا اراد بملك سوء قيض له قرناء سوء . « 1 »
ترجمه : هرگاه خداوند اراده سوء نمايد به سلطانى ، او را مبتلا مىكند به نزديكان و قرين بد .
عربية
عن المرء لا تسأل و سل عن قرينه * فكل قرين بالمقارن يقتدى
اذا كنت فى قوم فصاحب خيارهم * و لا تصحب الاردى فتردى مع الردى « 2 »
از چگونگى حال شخص نپرسيد ولى از همنشين او سؤال كنيد كه پستى و علو شأن او معلوم خواهد شد . زيرا هر رفيقى به قرين خود اقتدا مىكند . اگر در ميان قومى بودى ، با خوبان آنها رفاقت و همنشينى كن و با افراد پست آنان مصاحبت مكن كه تو هم مانند آنها پست خواهى شد . زيرا كه همنشينى اثر دارد ؛ چه خوب يا بد .
همنشين تو از توبهء بايد * تا تو را عقل و دين بيفزايد
چه خوش گفته سعدى ( عليه الرحمه )
گِلى خوش بوى در حمام روزى * رسيد از دست محبوبى به دستم
به دو گفتم كه مشكى يا عبيرى * كه از بوى دلاويز تو مستم
بگفتا من گِلى ناچيز بودم * و ليكن مدتى با گُل نشستم
كمال همنشين در من اثر كرد * و گرنه من همان خاكم كه هستم « 3 »
هامش
( 1 ) . كبريت احمر 98 .
( 2 ) . كبريت احمر 98 .
( 3 ) . كليات سعدى ، ص 73 .