داده بودند نقش گرفت و عكس انداخت . « 1 »
چه بسيار مىشود كه جمعى شب و روز زحمت تحصيل مىكشند و مطالعه مىنمايند و درس مىخوانند و تقريرات مىنويسند و بعضى ديگر آئينهء دل و قلم را صفا و صيقل مىدهند پس به اندك زحمتى از طايفهء اوّلى به پيش مىروند و در مقام مباحثه بر آنها غلبه مىكنند و كفايت مىكند در اينكه ترك دنيا و رفض آن باعث نيل به علم لدنّى و وصول به موهبت ربّانى است . قول حضرت سيّد السّاجدين عليه السّلام كه در دعاى ابو حمزهء ثمالى فرموده : « و انّ الرّاحل إليك قريب المسافة و انّك لا تحتجب عن خلقك الّا ان تحجبهم الآمال » « 2 » ؛ يعنى رونده بهسوى تو به خدا يا راه او نزديك است ، بهدرستى كه تو پرده و حجاب از خلقت نينداختهاى . بلكه حجاب آنها همان آمال و امانى است و آنها باعث محجوبيّت شده ليكن آن صبر كو و آن طاقت كجا است كه بالمرّه چشم از آرزوهاى دنيا بپوشيم و خود را مصداق
قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ
« 3 » قرار دهيم .
فى نسيان الشّىء و إنّما هو لقلّة الاعتناء به
من المثنوى :
دائما غفلت ز گستاخى بود * كه بر او تعظيم از ديده رود
لا تؤاخذ إن نسينا شد گواه * كه بود نسيان به وجهى هم گناه
ز انكه استكمال تعظيم او نكرد * ور نه نسيان در نياوردى نبرد
آن تهاون كرد در تعظيمها * تا كه نسيان زاد با سهو و خطا
گر چه نسيان لابد و ناچار بود * در سبب ورزيدن او مختار بود « 4 »
من الأشعار التّنبيهيّة للواعظ القزوينى
جمشيد كو سكندر گيتىستان كجاست * آن چشمهء جلال ملوك كيان كجاست
تاج قباد و تخت فريدون نگين جم * طبل سكندر و عَلَم كاويان كجاست
اين بانك از مزار سكندر رسد به گوش * دارا چه شد سكندر گردون مكان كجاست
هامش
( 1 ) - ر . ك ، : « مثنوى معنوى » دفتر اوّل .
( 2 ) - در « مفاتيح الجنان » به جاى « الآمال » ، « الأعمال » آمده است . ( ويراستار ) .
( 3 ) - الأنعام : 91 .
( 4 ) - مثنوى معنوى دفتر پنجم . اين ابيات بهصورت پراكنده وارد شده است .