گفت : واى بر تو ، آيا تو درباره آل محمّد ، صلّى اللّه عليه وآله ، اين شعر را سرودى .
ما بال بيتكم تخرّب سقفه * وثيابكم من ارذل الاثواب
چه شد خانهتان را كه سقفش خرابه * چرا جامه تان پست تر جامه ها شد
جعفر در پاسخ گفت : مگر غير از اين بود ؟ سيّد با ناراحتى گفت : اگر از مدح نيكوى آنها ناتوانى ، لب فروبند . آيا آل محمّد عليهم السلام را چنين وصف مى كنند ؟ من تو را معذور مى دارم ، طبع است چنين است و سطح فكرت همين ، ولى من مدحى گفته ام كه ننگ مدح تو را از دا من پاك آنان مى سترد :
أُقسم باللّه وآياته * والمرء عما قال مسؤول
إنّ على ابن أبي طالب * على التقى والبرّ مجبول
كان ذالحرب مزقها القنا * وأجحمت عنها البهاليل
يمشي إلى القرن وفي كفّه * أبيض ماضى الحدّ مصقول
مشى العفرنابين أشباله * أبرزه للقنص الغيل
ذاك الذي سلم في ليلة * عليه ميكال وجبريل
ميكال في ألف وجبريل في * ألف وتيلوهم سرافيل
ليلة بدر مدداً أنزلوا * كأنّهم طيراً أبابيل « 1 »
به خدا قسم و آياتش مرد مسؤول قول و گفتارش
كه على زاده ابى طالب بر و تقواش بود در قالب
چون كه پيكار نيزه باران بود خيز گردان از آن گريزان بود
مى شدى سوى هر نبرد و به دست تيغ برّان و تيرش اندر شست
همچو شيرى ميان اشبالش بر شكارى گشوده چنگالش
هامش
( 1 ) ( . ) امالى ( ، طوسى ، ص 124 . )