عقاب مىدهند .
و ضغطه و فشار قبر - فى الجمله - حق است و سؤال بعضى ساقط مىشود مانند كسى كه او را تلقين كرده باشند و همه اينها در بدن اصلى واقع مىشود و بعد از آن روح تعلّق مىگيرد به بدن مثالى لطيفى كه مانند اجسام جنّ و ملائكه مىباشد ، شبيه به اجسام اصليّه ، و تنعّم و عذاب در آن بدن مىباشد .
و ممكن است كه ارواح را المى حاصل شود به سبب بعضى از امور كه نسبت به بدن اصلى واقع مىشود به اعتبار تعلّقى كه سابقاً به آن داشته است ، و مىداند كه به آن عود خواهد كرد .
و مطّلع مىشوند « 1 » به آنهايى كه به زيارتشان مىروند و با آنها انس مىگيرند و از زيارت آنها انتفاع مىبرند اگر از مؤمنين باشند . و گاه است كه منتقل مىشوند به وادى السّلام يا به بهشت دنيا و به نعمت آن متنعّم مىشوند و از ميوههاى آن مىخورند و از آبهاى آن مىآشامند . و اگر از كفّار باشند ، پس آنها را مىبرند به سوى آتش و عذاب مىكنند تا روز قيامت .
و مراد به قبر در اكثر اخبار آن مكانى است كه روح در آن مىباشد .
و واجب است اقرار به آنكه حق تعالى محشور مىكند مردم را در قيامت و برمىگرداند روحهاى آنها را به اجساد اصليّهء ايشان اگر چه خاك شده و متفرّق شده باشد ، پس محشور گرداند آنها را به همين بدن عنصرى كه در دنيا داشتهاند از براى سؤال و نعمت و عقاب .
و بايد كه اعتقاد كنى مجملًا به حقّيت ميزان و حساب و سؤال و حكم در مظالم عباد و دادن كتابهاى اعمال را به دست راست بعضى و به دست چپ بعضى .
و بايد تصديق كرد به وسيله و لوا و حوض كوثر و شفاعت و ساير منازل حضرت
هامش
( 1 ) ( . يعنى ارواح . )