و « ركون » را اكثر تفسير كردهاند به ميل قلبى ، و بعضى گفتهاند : مراد دخول است در ظلم ايشان و راضى بودن به فعل ايشان ، و اظهار محبت با ايشان .
و در بعضى از روايات است كه ركون مودت و خيرخواهى و اطاعت است « 1 » ؛ پس بايد با فسّاق و ظالمان از جهت فسق و ظلم بد بود و راضى به اعمال ايشان به هيچ وجه نبود .
و احوط آن است كه بدون تقيه يا مصلحت شرعى مانند هدايت ايشان ، يا دفع ضرر از مؤمنين يا قضاء حاجت مضطرّى با ايشان معاشرت و مودّت نكند .
[
كتب ضالّه و قصهخوانى
] سيزدهم : از جمله محرمات كه جمعى از اكابر علما تصريح به حرمت آن كردهاند « 2 » خواندن و شنيدن افسانههاى معلومالكذب و قصههاى دروغ است مانند : قصه [ امير ] حمزه ، و اسكندرنامه ، خاورنامه ، و حسين كُرد و امثال اينها ، « 3 » و همچنين است
هامش
( 1 ) ( . ) تفسير قمى ( ، ذيل آيه« وَ لا تَرْكَنُواالخ » ، ) الميزان ( ، ج 11 ، ص 66 ؛ ) تفسير نورالثقلين ( ، ج 2 ، ص 400 . )
( 2 ) ( . نك : ) جامع المدارك ( ، ج 3 ، ص 21 ؛ ) تحرير الوسيله ( ، ص 498 ؛ ) المقنعة ( ، ص 90 ؛ ) منتهى المطالب ( ، ج 2 ، ص 1013 ؛ ) الدروس الشرعية ( ، ج 2 ، ص 163 . )
( 3 ) .اى پسر قصّهء مجاز مخوان * الحذر الحذر ز خواندن آن
چند خوانى كتاب شهنامه * ياد كن زود زين گنهنامه
چند ازين ذكر وامق و عذرا * ياد كن نيز خالق خود را
چند خوانى تو ويس و رامين را * قصّه فاسقان بىدين را
چند گويى حديث ز رستم زال * لعب و بيهوده دروغ محال
ذكر گران و اهل استوران * چند خوانى تو بى مسلمانان . . .تاريخ محمّدى ( از مولانا شيخ حسن كاشى ، ص 30 . )