خود به شرح رفته . « 1 »
بيست و هفتم : آنكه بسيار مشاهده شده از معجزات آن حضرت نسبت به جمادات و نباتات مانند ردّ شمس براى آن حضرت در زمان حيات رسول خدا صلى الله عليه و آله در مدينه و بعد از ممات آن حضرت در ارض بابل ، و عامّه و خاصّه حديث ردّ شمس را ذكر كردهاند ، و شعراى شيعه و سنّى آن را به شعر در آوردهاند ، و بعضى در جواز ردّ شمس كتابى نوشتهاند و ردّ شمس را در مواضع عديده براى آن حضرت نگاشتهاند . « 2 »
و ديگر حكم آن حضرت به سكون زمين هنگامى كه زلزله حادث شد در زمين مدينه در ايام ابوبكر و از جنبش باز نمىايستاد و به حكم آن جناب قرار گرفت . « 3 »
و ديگر تنطق كردن سنگريزه در دست حق پرستش .
و ديگر حاضر شدن آن حضرت به طىّالارض « 4 » در نزد جنازه سلمان در [ شهر ] مدائن و تجهيز كردن او را .
و ديگر حديث بساط « 5 » .
و ديگر سير دادن آن جناب ابو هريره را به طىّالارض و رسانيدن او را به خانه خويش هنگامى كه شكايت كرد به آن حضرت كثرت شوق خود را به ديدن اهل و اولاد خود .
و ديگر حديث كردن زمين با آن حضرت به اخبار خود در شب زفاف فاطمه عليها السلام .
و ديگر طلا كردن آن حضرت كلوخى را براى وام خواه ، و حكم كردن آن
هامش
( 1 ) ( . به ) بحار ( ، ج 41 و ) مدينة المعاجز ( بحرانى مراجعه شود . )
( 2 ) ( . به ) بحار ( ، ج 41 ، باب ردّالشمس رجوع كنيد . )
( 3 ) ( . ) بحارالانوار ( ، ج 41 ، ص 254 . )
( 4 ) ( . طَىُّ الارْض : يعنى درنورديده شدن زمين ، كه فردى در يك آن و بدون وسائل مادّى مسافت زيادى را طّى كند و از جايى به جايى منتقل شود . )
( 5 ) ( . ) بحارالانوار ( ، ج 39 ، ص 138 . )