كشته شدن مستعصم « 1 » در بغداد ، فى قوله « لَكَانّي اراهُ عَلى جِسْرِ الزَّوْراءِ قَتيلًا ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ يَداكَ وَ انَّ اللّهَ لَيْسَ بِظَلّامٍ لِلْعَبيدٍ » « 2 »
و ديگر خبر داد از وقوع فتنهها در كوفه ، و كشته شدن يا مبتلا شدن به بلاهاى شاغله سركردگان ظلم كه در كوفه علم ظلم و ستم افراشته سازند .
و خبر داد از عرضه كردن معاويه بر مردم ؛ شتم و سبّ كردن آن حضرت را .
و خبر دادن ابن عبّاس را در ذىقار از آمدن لشكرى براى يارى او كه عدد آنها هزار به شمار رود بدون كم و زياد .
و خبر داد از دواهى بصره و از فتنه صاحب زنج در كلماتى كه با احنف بن قيس فرمود .
و خبر داد از لشكر هلاكو و فتنههاى ايشان .
و در خطبهاى كه بعد از واقعه جمل در بصره خواند اشاره فرمود به قتل مردم بصره به دست زنگيان .
و اخبار فرمود از دجّال و حوادث جهان .
و خبر داد از بناء شهر بغداد .
و خبر داد از غرق شدن بصره ، فى قوله : « وَ ايْمُ اللّهِ لَتُغْرَقَنَّ بِلْدَتُكُمْ حَتّى كَانّي انْظُرُ الى مَسْجِدِها كَجُؤْجُؤِطَيْرٍ في لُجَّةِ بَحْرٍ » « 3 » .
هامش
( 1 ) . مستعصم : آخرين خليفه عباسى كه در سنه 656 هجرى در بغداد از سپاه هلاكو شكست خورده به دستمغولان اسير و كشته شد
( 2 ) . ترجمه : « گويى او را مقتول بر پل زوراء ( / بغداد ) مىبينم ، اين به جهت اعمالى است كه قبلا مرتكب شدهاى و خداوند ستمكار بر بندگان نيست » .
( 3 ) . ترجمه : به خدا سوگند شهر شما در آب غرق مىشود چنان كه گويى مسجد آن را مىنگرم كه همانند سينه مرغى در ميان دريا پديدار است .