خدا ، و آگاه نمود غافلين به آنچه حق تعالى به او كرامت فرموده از فضيلت ، پس به درستى كه اين از باب امر به معروف و تحريص نمودن است بر اعتقاد حق و صواب در امر او ، و نهى از منكرى است كه عبارت باشد از تقديم غير او بر او در فضل كه خدا نيز از آن نهى فرمود ، فى قَوْلِهِ :
« أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ »
« 1 »
.
و هم ابن ابى الحديد در موضع ديگر گفته :
فضايل آن حضرت از بس كه عظيم و منتشرند به جايى رسيده كه متعرّض آنها نتوان شد و متصدّى تفصيل نتوان گرديد ، و چنان است كه ابوالعيناء « 2 » به عبداللّه بن يحيى بن خاقان وزير متوكّل و معتمد « 3 » گفت :
همانا من در ستودن فضل تو مانند كسىام كه از روشنايى روز و تابش ماهتاب كه هيچ يك از آنها بر هيچ بينندهاى مخفى نيست خبر دهد ، پس مرا يقين است كه هر چه مبالغه در گفتن كنم باز به عجز منسوب و از بلوغ به غايت آن مقصّر خواهم بود ، پس عنان زبان از ثناى تو باز پس كشيده به دعاى تو پيوستم ، و خبر دادن از فضايل تو را به علم مردم به حال تو واگذاشتم « 4 »
پس ابن ابى الحديد گفته كه :
چه گويم در حق مردى كه دشمنان و بدخواهان او به فضل او معترفند و قدرت بر انكار مناقب و كتمان فضايل او ندارند ، و تو مىدانى كه بنى اميه بر سلطنت اسلام استيلا يافتند ، و از مشرق تا مغرب زمين را به زير نگين درآوردند ، و به هر حيلهاى كه داشتند سعىها گماشتند كه نور على عليه السلام را اطفا كنند و مردم را از او منحرف گردانند ،
هامش
( 1 ) ( . سوره يونس آيه 35 : آيا آنكه به حق هدايت مىكند سزاواتر است كه پيروى شود يا كسى كه هدايت نمىيابد ، مگر آنكه هدايت گردد ، پس چيست شما را ، چگونه حكم مىكنيد ؟ ) شرح نهجالبلاغه ( ، ج 9 ، ص 175 . )
( 2 ) ( . يكى از ادبا و شعراى سدهء سوم بوده است . )
( 3 ) ( . متوكل و معتمد دو نفر از خلفاى بنىعباس بودهاند . )
( 4 ) ( . ) شرح نهجالبلاغه ( ، ج 1 ، ص 16 . )