عملا كه همان بهشت مخصوص شخص حكيم است كه عرض او است
« كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ »
« 1 » از آسمان عقايد عقلى گرفته تا زمين حركات روييده شدهء از ارادات حاصله از دل ، « و فيها ما لا عين رأت و لا أذن سمعت و لا خطر على قلب بشر » . « 2 »
چه فايده كه در اين عصر حاضر به حدّى امراض قلبيّه بر ما احاطه نموده و نفاق دلها را گرفته كه نه طبيبى كه مزاج را به اعتدال آرد و نه حبيبى كه به ملاقات او دلخوشى حاصل گردد و اميد اجابت دعاوى فرج نمانده ، چنان كه عريان « 3 » گفته :
اگر دردم يكى بودى چه بودى * اگر غم اندكى بودى چه بودى
به بالينم طبيبى يا حبيبى * از اين دو گر يكى بودى چه بودى « 4 »
نه پيغمبرى و نه امامى و هاديى .
اقراماس « 5 » نيز دنبالهء سخن قريطون را گرفت و گفت : براى توضيح مراد قريطون چون در اين جهان خود يك غم ماند ، سودمندترين چيزى كه به آن غم خورند ، همّت كسى است كه غم چيز باقى مىخورد و آن غم معاش پس از مرگ است چنانكه خدا فرموده : « و اتّقوا
فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى »
« 6 » و زاد و معاش اخروى در اينجا كشت و كار مىشود و هيچ زراعتى به حكمت نرسد كه در تحصيل آن و آموزيدن تا دم مرگ بايد كوشيد ،
« وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً »
« 7 » و مراد از حكمت تحصيل عقايد حقّه و اخلاق كريمه و اعمال صالحه و ترك ذمائم است ، پس اگر نقصى در اين باشد ، بايد براى آن غم خورد به واسطهء آن كمالى
هامش
( 1 ) - الحديد / 21 : ( بهشتى كه ) پهنايش مانند پهناى آسمان و زمين است .
( 2 ) - بحار الانوار ، ج 81 / 125 ، حديث 21 : پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : در بهشت چيزهايى است كه هيچ چشمى ( در دنيا ) نديده و گوشى نشنيده و بر قلب بشرى خطور نكرده است .
( 3 ) - منظور مؤلّف ، بابا طاهر عريان ، عارف مشهور است .
( 4 ) - ديوان بابا طاهر ، با تصحيح آقاى قمشهاى الهى ، ص 79 .
( 5 ) - در نسخهء آقاى مينوى اين كلمه قرتياس و در پاورقى فراماس آمده است .
( 6 ) - بقره / 197 ، آيهء مباركه چنين است :وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى ،يعنى : زاد و توشه برگيريد كه بهترين زاد و توشه تقوا ( و ترس از خدا ) است .
( 7 ) - بقره / 269 : [ دانش را به هركس بخواهد ( و شايسته بيند ) مىدهد ] و به هركس دانش داده شد ، خير فراوانى داده شده است .