سه حالت انسان از بدايت و نهايت و اوسط ؛ زيرا كه در اوّل ، انسان چيزى نبود ، و بود در كتم عدم كه از او خبرى و ذكرى و اثرى نبود . پس خلقت فرمود حقّ تعالى از تراب و نطفه و علقه ، پس عظم ، پس پوشانيد او را لحم ، بعد ، مصوّر فرمود به صورت انسان . پس در اوّل احوال ، جمادى بود مرده - بدون سمع و بصر و حركت و نطق و مشى و بطش « 16 » و ادراك و علم - ؛ و بود موتش قبل از حيات ، و عدمش قبل از وجود ، و ضعفش قبل از قوّت ، و جهلش قبل از علم ، و كوريش قبل از بصر ، و نقايصش قبل از كمالات ؛ پس فرمود :
فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً
« 17 » ؛ و جميع اجزا و قواى ادراكيّهء طبيعيّه را به او كرامت فرمود ، از اعضاء و قوى و حواسّ ظاهره و باطنه و قواى عقليّه ؛ و چون جميع ما يحتاج خود را در كنار خود يافت ، حالت او اين است كه فرمود :
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً
« 18 » كه اشاره به اواسط احوال است ؛ يعنى بعد از عجايب خلقت و بدايع فطرتى كه در او قرار داد ، و رفع احتياج ظاهر و باطن او را - بعد از فقر او - نمود ، و هدايت فرمود او را بعد از ضلالت ؛ چنانكه فرمود :
ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ
« 19 » به آنكه ارسال رسل و سفراء به سوى او نمود و انزال كتب و وحى سماوى فرمود ، و موازين قسط و عدل - كه ائمّهء دينند - از براى او در هر عصر ، قرار داد كه هادى راه در سلوك علمى و عملى به سوى خودش به جهت انسان باشند ؛ پس اگر تواضع كرد به شكر نعماء حضرت خداوندى ، فايز خواهد شد به كرامتهاى او - جلّ و علا - ، و اگر كفران و تكبّر كرد نسبت به نعمت و
هامش
( 16 ) - حمله
( 17 ) - پس از آنكه ( آدمى را از نطفهء مختلط آفريديم ) شنوا و بينايش ساختيم : سورهء 76 آيهء 3
( 18 ) - همانا كه راه ( حقّ ) را به او فرانموديم ، حال خواهد شكرگزار باشد يا كفرانپيشه : سورهء 76 آيهء 3
( 19 ) - به صفحهء قبل رجوع شود .