و قهر ، حركت مىدهد نفوس سعيده و شقيّه را ؛ چنانكه وارد است : « قلب العباد بين اصبعين من اصابع الرّحمن ؛ يقلّبه كيف يشاء » « 20 » . پس سفاهت و جهالتى كه در مقال از جهّال و اشقيا نسبت به بزرگان دين و مؤمنين ظاهر مىشود ، چون آنها را مظهر قهر خداوندى مىدانند ، حركات ايشان را حمل بر حكمت خداوند در تربيت نفوس خود مىنمايند :
« گر گَزَندت رسد ز خَلق ، نَرَنج * كه نه راحت رسد ز خَلق و نه رنج
از خدا دان خِلافِ دشمن و دوست * كه دلِ هر دو ، در تصرّفِ اوست » « 21 »
« آلتِ حقّى و ، فاعلْ دستِ حقّ * كى زنم بر دستِ حقْ من طَعن و دَقّ » « 22 »
وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً
« 23 » ؛ چنانكه از حضرت رضا - روحى فداه - يعنى علىّ بن موسى - عليهما السّلام - مروىّ است كه پس از آنكه « مأمون » ملعون ، انگورهاى پرزهر را - به اصرار بليغ - به آن حضرت خورانيد ، حضرت خوشهء انگور را انداختند و برخاستند ، « مأمون » عرض نمود :
« فدايت شوم ، يا بن عمّ ! به كجا مىروى » ؟ فرمودند : « به آنجائى كه فرستادهاى ! » ، و از مجلس بيرون آمدند و زياده از اين ، اعتراضى به آن ملعون نفرمودند . پس اهل
هامش
( 20 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 49 سطر 14 و صفحهء 489 سطر 18 رجوع شود :
قلب المؤمن بين اصبعين من اصابع الرّحمن : « غوالى اللآلئ » 1 : 48 ، 4 : 99 ، « بحار الانوار » 70 : 39 - 40
انّ قلوب بنى آدم - كلّها - بين اصبعين من اصابع الرّحمن - عزّ و جلّ - كقلب واحد ؛ يصرّف كيف يشاء :
« مسند احمد بن حنبل » 2 : 355
انّ قلوب بنى آدم بين اصبعين من اصابع الرّحمن كقلب واحد ؛ يصرّفه حيث يشاء : « صحيح مسلم » 4 : 2045
انّ القلوب ، بين اصبعين من اصابع الرّحمن - عزّ و جلّ - ؛ يقلّبها : « سنن ابن ماجة » 2 : حديث 3834
( 21 ) - به منهج حاضر ، صفحهء 428 سطرهاى 8 و 9 رجوع شود .
( 22 ) - « مثنوى معنوى » : دفتر اوّل : 74
( 23 ) - به منهج اوّل ، صفحات 221 ، 384 ، 385 ، 490 و باب حاضر ، صفحهء 541 رجوع شود .