را به جهت تصحيح علاقهء عبوديّت او با حقّ - جلّ و علا - به آنكه : اكتفا و قناعت كن به شهادت حقّ تعالى بر خير و سعادت و بر ضرر و شقاوت تو ؛ زيرا كه شهادت كسى معتبر است دربارهء عبد كه بينا و خبير باشد بر ظاهر و باطن او ؛ و چنين شاهد خبير و بصيرى ، نيست مگر حقّ جلّ و علا ، كه :
إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
« 17 » ،
وَ يَعْلَمُ ما تُخْفُونَ وَ ما تُعْلِنُونَ
« 18 » ، كما قال اللّه تعالى :
وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً
« 19 » . پس هرگاه چشم پوشيد عبد از خلايق و مدح و ذمّ ايشان و كفايت كرد او را شهادت خداوند ، كامل مىشود علاقهء عبوديّت او با حقّ جلّ و علا ، و يكسان مىگردد او را مدح و ذمّ مردم . و در اين مقام ، نكتهاى است دقيق و تحقيقى است به اظهار حقيق « 20 » ؛ و آن اين است كه : شهادت حقّ تعالى دربارهء عباد به مدح و ذمّ و سعادت و شقاوت و خير و شرّ ، موقوف به شهادت ائمّهء عدولى « 21 » است كه از جانب حقّ تعالى شواهد بر عباد در هر عصر مىباشند ، و اعمال و طاعات و سيّئات ايشان را هر روز به عرض آن بزرگواران حفظهء اعمال مىرسانند ؛ و چنانكه ايشان را حقّ - جلّ و علا - شواهد بر عباد قرار فرموده ، حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - را بر ايشان نيز شاهد قرار فرمود ؛ كما قال اللّه تعالى :
وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً
« 22 » ؛ و در تفسير اهل عصمت ص
هامش
( 17 ) - . . . اوست داننده به آنچه در سينههاست : سورهء 8 آيهء 43 و سورهء 11 آيهء 5 و سورهء 35 آيهء 38 و سورهء 39 آيهء 7 و سورهء 42 آيهء 24 و سورهء 67 آيهء 13
( 18 ) - و آنچه را كه پنهان كنيد و ( يا ) آشكار سازيد مىداند : سورهء 27 آيهء 25
( 19 ) - به همين باب ، صفحات 49 و 430 رجوع شود .
( 20 ) - لايق و سزاوار
( 21 ) - عدول : عادلها ؛ يعنى كسانى كه از سر صدق و درستى به امرى گواهى دهند .
( 22 ) - و همچنين ما شما ( پيشوايان راستين ) را در كمال اعتدال قرار داديم تا ( بر كردار و رفتار ) خلق جهان -