رسانند :
« اى برادر ! مىگُريز از يارِ بد * يارِ بد ، بدتر بُوَد از مارِ بد
مارِ بد ، تنها تو را بر جان زنَد * يارِ بد ، بر جان و بر ايمان زنَد » « 20 »
و هركس اعمال عشره را بجا آورد ، بسته است درهاى جوارح ظاهر و باطن را از آنچه ضرر رساند به قلب او ؛ و به اين واسطه ، قلب سالم ماند از امراض نفسانيّه ، و توجّه كامل به حقّ تعالى حاصل نمايد . و در حقيقت ، ورع ، اجتناب از جميع قواطع « 21 » ظاهرى و باطنى است از توجّه كامل قلبى به حقّ تعالى .
و فرمود : شخص صاحب ورع ، محتاج است به سه اصل تا ثابتقدم گردد در ورع ؛ اوّل : صفح « 22 » از عثرات خلق - تماما - ؛ يعنى گذشت نمايد از هر ناشايستى كه مردم نسبت به او كنند تا سالم ماند از اشتغال به خلق ، و اشتغال به خلق ، مانع نيايد او را از اشتغال به حقّ تعالى ، كه :
لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ
« 23 » .
اصل ثانى : آنكه خود ، ترك نمايد خطا و خلاف را در حقّ مردم تا آنكه از خلق بازماند ، و تواند به حقّ تعالى و مرضات او مشغول گردد ؛ زيرا كه در گرفتارى به خلق ، بازماندن از حقّ تعالى و طلب رضاى اوست . اصل سيم : مساوى بودن مدح و ذمّ خلايق است او را ؛ زيرا كه ميل به مدح كردن خلق او را و انزجار از
هامش
( 20 ) -حقّ ذاتِ پاكِ اللّه الصّمد * كه بُوَد بِه مارِ بد از يارِ بد
مارِ بد ، زخم ار زنَد ، بر جان زَنَد * يارِ بد ، بر جان و بر ايمان زَنَد« مثنوى معنوى » : دفتر پنجم : 324
( 21 ) - جمع قاطعه به معنى برنده و جداكننده و بازدارنده است .
( 22 ) - چشمپوشى
( 23 ) - . . . از ملامت و نكوهش احدى باك ندارند . . . : سورهء 5 آيهء 54