باطن دنيا جحيم و آتش است اگرچه ظاهرش مرغوب و خوش ؛ پس به قدر رغبت و طمع در آن ، صاحب آنها گرفتار آتش خواهد بود مگر آنكه توبه و بازگشت به حقّ تعالى نمايد كه دليل بر بيزارى از دنياست . و نور توبه ، خاموش نمايد نار طمع و رغبت به دنيا را در نفس .
بعد مىفرمايد : به سبب آنكه گفتيم كه : قانع مالك دارين است ، حضرت رسول ص فرمود : « قناعت ، ملكى است كه زائل نمىشود » . و نيز وارد است كه :
« قناعت ، گنجى است كه فانى نمىشود » ؛ زيرا كه قناعت ، متعلّق است به مقسوم و مقدار الهى دربارهء عبد مؤمن ، در دنيا و آخرت ، و مقسوم الهى از براى عبد ، در دارين ، باقى و دايم است كه فنا و نفاد ندارد - ما دام بقاء اللّه - كه :
ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ
« 27 » . پس قناعت ، گويا خود ، ملكى دايم و گنج باقى است كه زوال ندارد . و نيز قناعت ، مركب رضاى حقّ تعالى است كه حامل مىشود صاحبش را به دار باقى حقّ تعالى ؛ زيرا كه رضاى حقّ از عبد ، موقوف به رضاى عبد است به قسمت او ؛ و رضاى عبد به قسمت او ، باعث قناعت است به مقسوم او ؛ پس قناعت ، مطيّه « 28 » و مركب رضاى حقّ تعالى است از عبد ؛ و رضوان حقّ تعالى از عبد ، مىكشاند بنده را به سوى او در دار باقى او ، و اعظم وسيلهاى است از براى عبد در تقرّب به پروردگار خود ، كه :
وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ
« 29 » .
پس مىفرمايد : راضى شو به آنچه عطا فرموده است حقّ تعالى به تو ، و توكّل كن بر او در آنچه عطا نكرده تو را ، و صبر كن بر آنچه برسد تو را از ابتلا و امتحانات الهيّه ؛ به درستى كه اين سه ، از امور مقطوعه است ؛ زيرا كه آنچه را
هامش
( 27 ) - به منهج حاضر ، صفحهء 117 رجوع شود .
( 28 ) - وسيلهء سوارى
( 29 ) - به منهج اوّل ، صفحات 12 ، 548 و 563 رجوع شود .