كه بر دين او نيست ، و دين يقينى را به طمع دنياى موهومى فروخته است ؛ و جزاى اين كس ، عذاب اليم الهى است و حرمان از دار ثواب و رحمت او ؛ چنان كه حقّ تعالى مىفرمايد : « ايشانند آن كسانى كه خريدهاند ضلالت را به هدايت ، و عذاب را به مغفرت من » .
پس ، از حضرت امير المؤمنين ص سه موعظهء حسنه نقل مىفرمايد كه يكى از آنها در شناعت طمع است ؛ اوّل آنكه تفضّل و عطاى به هركس باعث امارت بر اوست ، ثانى : استغناى از هركس باعث همچشمى با اوست ، ثالث : افتقار و احتياج به هركس ، باعث اسيرى در دست اوست ؛ يعنى طامع كه اظهار افتقار به اهل دنيا مىكند ، اسير اهل دنياست ، به خلاف محبّين حضرت مولى كه ملائكه از سماوات ندا مىكنند ، مىگويند : « يا اسير اللّه فى الارض ! » « 14 » ؛ و قدر اسير هركس و بهاى او به قدر و بهاى آنكس است ؛ و قدر دنيا و اهل آن ، به قدر استخوان خوك مردهء پوسيده است كه در دست مجذومى « 15 » يا در مزبلهاى باشد ؛ و اسير دنيا و اهلش نيز چنينند ؛ امّا اسير حقّ تعالى - از جلالت و زيادتى قدر - قدرش در حساب نيايد .
بعد مىفرمايد : ايمان از طامع مسلوب است ، و او شعور به سلب ايمان از خود ندارد ؛ زيرا كه ايمان ، وثوق به ربّ حقيقى و فضل و رحمت اوست ، كه :
« الثّقة باللّه خير للمرء من كلّ شىء » « 16 » . و طامع ، به سبب سوءظنّ در حقّ و
هامش
( 14 ) - اى اسير خدا در زمين ! :
« مائة منقبة » : 93 ، « بشارة المصطفى ص » : 71 ، « جامع الاخبار » : 115 ، « بحار الانوار » 27 : 115 ، 39 : 277 ، 68 : 125
( 15 ) - مجذوم : گرفتار مرض جذام يا خوره
( 16 ) - اعتماد به خداوند ، از براى مرد بهتر از هر چيز است :
« الثّقة باللّه ثمن لكلّ غال و سلّم لكلّ عال » : وثوق به حقّ تعالى ، بهاى هر چيز گرانبها و نردبان از براى هر مقصد عالى است : « أعلام الدّين » : 309 ، « بحار الانوار » 78 : 364