حقّ تعالى ؛ و شايد اشاره به اين حجب نوريّه باشد آنچه حقّ تعالى از حضرت « ابراهيم » خليل عليه السّلام اخبار فرمود ، كه :
فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي
« 82 » ؛ پس نيست مقصود آن حضرت اجسام مضيئهء « 83 » كواكب ؛ زيرا كه هركس ببيند آنها را در صغر و كوچكى آنها ، مىداند كه آنها ربّ و إله نيستند ، چگونه حضرت « خليل » مغرور مىشد به آنچه جهّال و عوامّ مغرور شدهاند ؟ و ليكن آن مراقبه ، نورى از انوار حقّ تعالى است و اوّل حجابهاى نورانى است در طريق سالك ، و متصوّر نيست وصول مگر به عبور از اين حجب ؛ و بعضى از اين حجب نور ، اكثر است از بعضى به قدر قرب و بعد ؛ پس تعبير كرد از اصغر حجب نوريّه به لفظ اصغر انوار سماويّه ، و از اعظم آن ، به لفظ اعظم انوار سماويّه كه شمس است ، و از اوسط آنها به لفظ قمر ؛ و قال :
فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي
« 84 » : الآية . حضرت « خليل » ، در سلوك باطنى مىرسيد به نورى بعد از نورى ، و حجابى بعد از حجابى از انوار الهيّه ، و چون مشاهده مىفرمود عظمت آن را ، گمان مىكرد كه شايد به نور حقيقى حقّ تعالى و اصل شده ، مىفرمود :
هذا رَبِّي
؛ پس منكشف مىشد از براى او به نور نبوّت و توفيق الهى آنكه بالاى آن ، نورى است اعظم ؛ پس چونكه مطّلع مىشد بر آنكه از براى اين نور مكشوف نهايت است ، مىفرمود :
لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ
« 85 » ، تا آنكه گذشت از « حجب انوار متناهيه » « 86 » ، و منتهى شد به حجب بىنهايت از
هامش
( 82 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 51 سطر 11 رجوع شود .
( 83 ) - نوردهنده ، درخشنده
( 84 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 51 سطر 12 رجوع شود .
( 85 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 51 سطر 12 رجوع شود .
( 86 ) - پردههاى انوار محدود