قول حقّ تعالى است كه :
وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ
« 23 » » . و نيز از حضرت ابو الحسن موسى بن جعفر عليهما السّلام وارد است كه : « حقّ تعالى تأييد فرمود مؤمن را به روحى كه حاضر مىشود او را هروقت كه نيكى كند و تقوى ورزد ، و غايب مىشود از او هروقت گناه كند و تعدّى نمايد از حدود الهى . پس اين روح ، با مؤمن است ؛ اهتزاز به هم رساند از روى سرور در نزد احسان كردن مؤمن ، و ساكن شود در ثرى « 24 » در وقت بدى كردن او ؛ پس تعاهد كنيد اين نعمت را كه زياد مىكنيد يقين را ، و نفع و ربح مىكنيد نفيس ثمين « 25 » را » .
پس محقّق شد كه قلب انسان را دو جهت ارتباط است با ملك و « شيطان » ؛ جهت ارتباط آن را با ملك ، اذن يمنى فرموده ، و جهت ارتباط آن را با « شيطان » ، اذن يسرى . و جهت ارتباط آن با « شيطان » ، صدر است كه مرتبهء پست قلب است كه متّصل است با نفس ، و آن را پوست قلب نامند كه محلّ وساوس « شيطان » است اگر مهذّب و پاك نباشد به نور اسلام ؛ و اگر مظهر نور اسلام شود « ابليس » را در آن راهى نيست و وسوسه نتواند نمود ، كه :
أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ
« 26 » .
چنانكه حضرت امام عليه السّلام مىفرمايد : وسوسه ، آن است كه بوده باشد از خارج قلب ، به اشاره و ميل قلب ، و به سبب مجاورت طبع و معرفت عقل ؛ يعنى مادام كه قصد قلب - به سبب طبيعت كه محتاج است به دنيا - تعلّق نگيرد به طلب تمنّيات نفسانيّهء طبيعيّه به معرفت و شناسايى عقل به آنكه ما يحتاج بدنيّه ، ضرور
هامش
( 23 ) - . . . و به روحى از جانب خويش تأييدشان كرده . . . : سورهء 58 آيهء 22
( 24 ) - زمين يا خاك ؛ و اين ، كنايه از محجوب شدن است .
( 25 ) - گرانبها
( 26 ) - به منهج حاضر ، صفحهء 23 رجوع شود .