نتيجهء آن نيز در باطن ، ملكهء راسخهء نفسانيّه شود كه در باطن مجاور باشد فاعل را تا وقت موت كه حجاب بدن از ميانه مرتفع گردد ؛ آنوقت ، صور مرغوبه يا مكروههء اعمال و اخلاق را مشاهده نمايد كه با او محشورند :
« پوستين تن چو وارون مىشود * عقرب و مار از تو بيرون مىجهد » « 12 »
و صور اعمال و اخلاق انسانيّه ، آيات كتب انفسيّهء انسانيّهاند كه در حال كشف يا در حين موت ، جلوهگر مىشوند ؛ حقّ تعالى در وصف اين كتاب نفسانى مىفرمايد :
ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها
« 13 » .
و علاوه بر آن ، چون قوّت دين ، به الفت داشتن قلوب مؤمنين است با يكديگر تا معاون و معاضد شوند يكديگر را در امور معاش و معاد خود ، لهذا حضرت شارع مقدّس ، نهى و منع فرموده از آنچه باعث كره و نفرت از يكديگر شود ، چون غيبت كه باعث كره و نفرت مغتاب است و رافع محبّت است از بين ؛ و اينها باعث اختلال امور معاش و معاد و ضعف دين است ؛ و آنچه مضرّ است دين و دنيا را ، حرام است ؛ پس غيبت حرام است .
و لهذا حضرت امام ص مىفرمايد : غيبت حرام است بر هر مسلم ، و گناهكار است صاحب غيبت بر هر حال . و ثمره و نتيجهء آن در باطن ، خوردن گوشت مردار برادران دينى است . و از بزرگى وارد است كه : در مسجد ، مردى سؤال مىكرد ، به خاطر او گذشت كه اين مرد ، تندرست است ، كسب تواند نمود ، چرا سؤال و خوارى بر خود روا مىدارد ؟ شب در خواب ديد طبقى در پيش او سرپوشيده نهادند و گفتند : « بخور » ! چون سرپوش برداشت ، آن درويش را مرده
هامش
( 12 ) - « ولايتنامه » : 376
( 13 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 557 رجوع شود .