حسن خلق است » . زيرا كه اجزاء ، تابع كلّ ، و فروع ، تابع اصل خودند ؛ و لهذا آن حضرت مىفرمايد : « بعثت لا تمّم مكارم الاخلاق » « 46 » ؛ يعنى : « مبعوث شدم از براى آنكه تمام كنم اخلاق كريمه را در خلق » . و بر خلاف نفوس اصفيا و اوليا ، نفوس كفّار و فراعنه و اشقيا ، در نورانيّت و صفا ، كمال ضعف دارند ، همچنين اخلاق حسنه در ايشان ضعيف است ، و اخلاق سيّئه - به سبب غلظت و كثافت و قوّت طبيعت در ايشان - قوى و غالب است ؛ زيرا كه نفوس ايشان مظاهر قهر و جلال الهى است ، و با نفس كلّيّهء ابليسيّه كه مظهر كلّى قهر و جلال حقّ تعالى است مناسبت تامّه دارند لهذا ظلمانى و مكدّرند ؛ پس اخلاق ذميمه در ايشان فطرى و جبلّى است ، و اگر احيانا حقّ تعالى بعضى از محاسن اخلاق را به ايشان كرامت فرموده ، عاريه است ، تا آنكه انبياء و اولياء عليهم السّلام از شرّ ايشان سالم بمانند چنانكه در حديث گذشت . و مؤمنين كه متوسّطند فى ما بين اين دو طايفه ، و در حقّ ايشان وارد است كه :
خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً
« 47 » ؛ يعنى جامعيّت جهت ملكوتيّهء نفس انسانيّه و جهت ناسوتيّهء نفس حيوانيّهء طبيعيّه نيز جامعند اخلاق حميده و ذميمه را ، يا به طريق مساوات يا به شدّت و ضعف ؛ پس اين طايفه را تبديل و تهذيب اخلاق ذميمه ، لازم است ؛ و لهذا حضرت رسول ص مىفرمايد : « حسّنوا اخلاقكم » « 48 » ؛ و اين دليل است بر آنكه اخلاق ذميمه در مؤمنين ، قابل تغيير و تهذيب است ؛ پس واجب است به حكم شرع شريف
هامش
( 46 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 6 سطر 12 رجوع شود :
« مكارم الاخلاق » 1 : 36 ، « بحار الانوار » 16 : 210 ، 70 : 372 ، 71 : 373 و 382 ، « مستدرك الوسائل » 11 : حديث 12701 - 1
( 47 ) - . . . عمل خوب و كردار بد را مخلوط كردند : سورهء 9 آيهء 102
( 48 ) - اخلاق خويش را نيكو كنيد : احسن خلقك : « تحف العقول » : 14