دوم اينكه مهما امكن پرهيز از مكروهات هم داشته باشد ، به مستحبات بپردازد ، حتى المقدور چيز مكروه به نظرش حقير نيايد ، بگويد كلّ مكروه جايز « * » بسا مىشود يك ترك مكروهى پيش مولى از همه چيز مقرّبتر واقع خواهد بود ، يا اتيان « * » مستحب كوچكى و اين به تأمل در عرفيات ظاهر خواهد شد .
سيم ترك مباحات است در غير مقدار لزوم و ضرورت اگرچه شارع مقدس خيلى چيزها را مباح كرده براى اغنياء اما چون در باطن ميل ندارد بندهء او مشغول به غير او باشد از امورات دنيويه و لذا خوبست بنده هم نظرا به ميل مولى اين مزخرفات را تماما يا بعضها ترك نمايد ، اگرچه حرام نباشد ارتكاب به آنها اقتداء بالنّبيّين عليهم السّلام و تأسّيا بالائمّة الطّيّبين الطّاهرين صلوات اللّه عليهم اجمعين . 121
چهارم ترك كند ما سوى اللّه را كه در دل خود غير او را راه ندهد چطور گفت خواجه :
نيست در لوح دلم جز الف قامت يار * چكنم حرف دگر ياد نداد استادم
اگر جناب شيخ احمد بگويد با اين ابتلاء به معاش و زن و بچه و رفيق و دوست چطور مىشود آدم ترك ما سوى اللّه بكند و در قلبش غير ياد او چيزى نباشد ، اين فرض بحسب
هامش
( * ) كل مكروه جايز : هر مكروهى انجام آن جايز است .
( * ) اتيان : بجا آوردن .