گويند به ذكر ربّ البيت و اصيل بودن آن براى اينست كه اعمال جسمانيه را امثلهء آنها قرار دادهاند كه انسان از اينها پى به آنها ببرد چنان كه مضمون روايت است و ايضا بايد بداند كه همچنان كه بىقطع علاقه از اشغال دنيويه و زن و فرزند و غيره نمىشود به اين خانه آمد آن كعبهء حقيقى هم چنانست كه عمده حجب علقه است و در بوسيدن حجر و ملصق به مستجار « * » و استلام « * » حطيم « * » و دامن كعبه را گرفتن بايد حال او حال مقصرى باشد كه از اذيت و داغ و كشتن فرار كرده به خود آن بزرگ ملتجى شده كه او از تقصيراتش بگذرد ، اين است كه گاهى دست و پايش را مىبوسد گاهى دامن او را مىگيرد ، گاهى خود را به او مىچسباند ، گاهى مثل سگ تبصبص « * » مىكند ، گاهى گريه مىكند ، گاهى او را به اعزّ « * » اشخاص پيش او قسم مىدهد ، گاهى تضرّع مىنمايد كه بلكه او را از اين مهلكه نجات دهد ، خصوصا اگر كسى باشد كه انسان بداند غير از او ملجأ و پناهى نيست ، ببين تا فرمان استخلاص نگرفته از خدمت او برمىگردد ؟ لا و ربّ الكعبه « * » در امورات دنيويه انسان چنين است ، و اما بالنسبه به عذاب اخروى چون نسيه است هيچ در فكر اين
هامش
( * ) مستجار : محلى است در كنار كعبه معظمه
( * ) استلام : بوسيدن و دست ماليدن .
( * ) حطيم : محلى است در كنار كعبه .
( * ) تبصبص : دم جنبانيدن و تملق كردن .
( * ) اعز : عزيزترين .
( * ) لا و رب الكعبه : نه ، بخداى كعبه سوگند .