يكشنبه را كه در منهاج العارفين مسطور است بجا بياورد ، و اگر پدر يا مادرى دارد ، مهما امكن آنها را هم از خود راضى كند تا پاك و پاكيزه از منزل درآيد ، بلكه تمام علايق خود را جمعآورى نموده شغل قلبى خود را از پشت سرش قطع نمايد تا به تمام قلب رو به خداى خود كند ، همچنين فرض كند كه ديگر برنمىگردد .
پس بناء على هذا بايد وصيت تام و تمامى بكند به اطلاع اشخاص خيّر و دانا تا بيان كنند كه كيفيت وصيت بايد چگونه باشد ، كار را بر وصى تنگ نگيرد ، بلكه به نحو توسعه در امر ثلث خود وصيت كند كه مسلمانى بعد از فوت او در حرج نيفتد و معذلك اهل و عيالش را به كفيل حقيقى واگذارد فانّه خير معين و نعم الوكيل .
الحاصل كارى كند كه اگر برنگردد هيچ جزئى از جزئيات كار او معوق نماند ، بلكه دائما بايد چنين باشد شخصى كه اطلاع تام به وقت مردن خود ندارد .
الثالث اينكه اسباب مشغلهء قلبى در سفر براى خود فراهم نياورد ، تا او را در حركات و سكناتش كه بايد به ياد محبوب خود باشد بازدارد چه از قبيل عيال و اولاد باشد يا رفيق ناملايم الطبع باشد يا مالالتجاره باشد يا غير آن مقصود اينست كه خودش به دست خود اسبابى فراهم
تذكرة المتقين ( فارسى ) — صفحة 51
مساهمون: الشيخ محمد البهاري الهمداني
ص٥١