بر او اميدوار بوده و مهمانى كردن من در اين موقع نيكو است و خداوندا تو از دوستان و نزديكانم به من مهربانترى . خداى من : بر من خشم مگير كه نيروى تحمل غضب تو را ندارم ، و بر من غضب و سخط نداشته باش كه توان تحملش را ندارم ، خداوندا آيا مادرم براى جهنم مرا پروريده ؟ پس اى كاش نپروريده بود ، يا براى شقاوت مرا زائيده كه كاش نزائيده بود .
( 256 ) - از سخنان اوست - خداوند مقامش را بالا برد - :
اى عبد الوهاب چگونه از نعمتهايى كه پروردگار اعظم جل جلاله به تو بخشيده غفلت دارى ، كه نمىدانم كداميك آنها را با قلم ناتوانم بنگارم و حال آنكه اگر درختان قلم و ملائكه و جن و انس نويسنده و درياها مركب شوند و بنويسند تا جائى كه كاغذها و قلمها و مركبها تمام شود قطرهاى از عجايب نعمت و ذرهاى از آلاء شگفتآور او را نتوانند نوشت .
منزهى تو اى خدا ! اگر همهء عمر را در طاعت تو مصروف داريم و يك چشم بهم زدن از حضور تو غفلت نكنيم البته كه از عهدهء اداء يكى از حقوق تو برنيائيم . چگونه توانيم و حال آنكه مصيبت ما بزرگ و اندوه ما عظيم است و عمرهاى خود را در غفلت از تو گذراندهايم ، با اينكه سزاوار آنست كه از عظمت محضر و جلالت سلطنت تو آنى غافل نشويم ، نميدانم بچه عقلى و با چه دليلى از ملازمت عظمت پربها و محضر شريف تو روى گرداندهايم درحالىكه بزرگى و عظمت تو آسمانها و زمين را پر كرده و عقلهاى انبياء را متحير ساخته و دلهاى عارفان را بلرزه درآورده است .
اى حسرت كه سودهائى از مراقبت تو و گهرهايى از رحمتها و كرامتهاى تو از دست ما رفته . وا مصيبت كه به غفلت خود افزودهايم و در حضور تو بر ارتكاب گناهان مهلك و جرمهاى بد عاقبت جرى شدهايم ، واى كه روهاى خود و نامهء اعمال خويش را سياه كردهايم ،
تذكرة المتقين ( فارسى ) — صفحة 240
مساهمون: الشيخ محمد البهاري الهمداني
ص٢٤٠