يكن معه شيء » « * » و الآن كما كان « * » . مقام بيش از اين گنجايش اطالهء كلام ندارد .
محمد كاظم الخراسانى
جواب ديگر
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
غرض از اين شعر ، اقامهء برهانست بر عدم بلوغ عقل به آن مقام شامخ جلّ و علا بطريق لمّ « * » كه استدلال از علت به معلول بوده باشد ، چه در محل خود مقرر است كه وجود اشياء در علم حق مقدم است به وجود آنها در خارج ، بلكه از مبادى وجود در خارجست و معلوم است كه وجود علمى اشياء به اضافهء اشراقيهء علميه حق است جلّ و علا و معلوم است كه عدم علت ، علت عدم معلول است ، و حاصل معناى
هامش
( * ) كان اللّه و لم يكن معه شئى : خدا بود و چيزى با او نبود .
( * ) و الآن كما كان : و هنوز همچنين است .
( * ) طريق لمّ : راه استدلال از علت به معلول .