از جناب تو خواسته ؟ على رؤس الاشهاد مؤاخذه نموده ؟ از انعام و احسان تو كوتاهى شده ؟ كه ناز مىكنى ؟
العجل « * » - دور فلك درنگ ندارد ، شتاب كن ديدى به عبادت نمىتوانى پيش ببرى ، به گدائى و تضرع از او چيز بخواه .
هين مگو ما را بر آن در ، بار نيست * با كريمان كارها دشوار نيست
بهانه طلب است . مجانى دادن و مفت بخشيدن دأب و ديدن اوست آمادهء اين كار است .
( داد او را قابليت شرط نيست ) توجه صرف كافى است در اين مقام خيال به چند مرتبه توبه شكستن كار ديگر وصله برنمىدارد . صد بار اگر توبه شكستى بازا .
فانّه جلّت عظمته توّاب غفور و اوليائه الكرام ايضا مأمورون به . 162
و اگر دلتنگى و كسالت از جهت فرقت « * » رفقاء و احبّه « * » باشد نظرا به انّ مودّة سنة رحم ماسّة و هى لحمة كلحمة النّسب و فرقتها نار موقدة . 163
و لذا قيل « * » :
هامش
( * ) العجل : عجله كن ، بشتاب .
( * ) لذا قيل : بدين خاطر گفته شده .
( * ) فرقت : جدائى .
( * ) احبه : دوستان .