به موسى مخادع « 13 » خودم را .
و افراط شهوت فرج ، منتهى مىشود به عشق به مواضع بول و غايط و بازماندن از خيرات دنيا و آخرت مگر آنكه بحدّ اعتدال آورند آن را و به حكم شرع و نكاح سورت « 14 » آن را بشكنند ؛ و جوع نيز شكنندهء شهوت فرج است و باعث اعتدال اوست . و در بدايت احوال از براى سالك طالب حقّ تعالى در كسر شهوت فرج ، جوع افضل از نكاح است ؛ زيرا كه در نكاح موانع از سلوك بسيار است ، و در جوع رستگارى است از جميع آفات ، و در اواخر احوال نكاح افضل از جوع است ؛ زيرا كه آخر احوال هنگام فراغت از سلوك است ، و به حكم شرع نكاح لازم است از براى بقاى نسل و امتثال حكم الهى . و بازداشتن انسان شهوت خود را از حرام و غيره و مخالفت آن ، از خصال انبياء و صدّيقين است و يك جزء از عصمت است ، و وارد است كه : « من عشق و عفّ و كتم و مات فهو شهيد » « 15 » . و از جمله اشخاصى كه در ظلال حقّ تعالىاند روزى كه ظلّى و سايهاى نباشد مردى است كه بخواند او را به خود ، زنى صاحب جمال و منصب و جواب گويد او را كه :
إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ
« 16 » .
بعد مىفرمايد كه جوع نانخورش مؤمنين است ؛ زيرا كه در حال جوع صادق ، لذّت نان زياده از لذّت نانخورش است ، و نيز غذاى روح و طعام قلب است ؛ زيرا كه غذاى هر چيز آنست كه تقويت كند او را ، و سابقا معلوم شد كه جوع
هامش
( 13 ) - آلتهاى فريب و نيرنگ
( 14 ) - تيزى و برندگى
( 15 ) - آنكس كه عشق ورزد و در عاشقى عفيف باشد و حالت خود را پنهان دارد و در آن حالت بميرد پس او شهيد مرده است .
( 16 ) - همانا كه من از خداى پروردگار جهان مىترسم : سورهء 5 آيهء 28 و سورهء 59 آيهء 16