حقّ ، « بيت » را به اضافهء خود كه :
أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ
. و غير از اين ، جهات شرافت در « كعبه » بسيار است كه اين شرح گنجائى آن را نمىدهد .
و همچنين جهات شرافت قلب معنوى مجرّد كه بيت اللّه معنوى است و در اين قلب صنوبرى جسمانى ، ظاهر مىشود بسيار است كه مطابق مىآيد با وجوه مذكوره ؛ از آن جمله : اوّل عضوى كه خلقت شده است در ارض بدن ، و روح تعلّق گرفته است به آن و قلب حقيقى ساكن مىشود در آن در انسان كامل ، قلب صنوبرى جسمانى است كه از اعضاء رئيسهء بدن است ؛ زيرا كه طبيعيّين و اطبّا برآنند كه آنچه اوّل متكوّن مىشود از اعضاء بدن در رحم و حركت مىكند و آخر همهء اعضا ساكن مىشود و مىميرد قلب صنوبرى است كه موضع قلب حقيقى است ؛ پس قلب حقيقى و قالب آنكه قلب صنوبرى است اوّل بيتى است كه وضع شده است از براى انسان در مكّهء مباركهء صدر معنوى و صدر جسمانى . و اشرف مقامات نفس و ادنى مقامات قلب را صدر خوانند كه محلّ قواى ادراكيّه و نور اسلام است كه :
أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ
. و ديگر از شرافتهاى قلب حقيقى ، مبارك بودن آن است ببركات الهيّه ؛ زيرا كه محلّ تعلّق روح انسانى است كه مظهر جميع صفات كماليّهء الهيّه است ، و قلب صنوبرى نيز محلّ حسّ و حركت و حيات است كه به واسطهء آن سارى مىشوند در تمام اعضا و قواى حيوانيّه و طبيعيّه . و ديگر آنكه هدايت در بيت قلب است ؛ زيرا كه به چشم قلب ، معرفت نفس خود حاصل مىشود كه : اذا اراد اللّه بعبد خيرا فتح عينى قلبه ، و به معرفت نفس معرفت ربّ حاصل آيد كه : من عرف نفسه فقد عرف ربّه . و ديگر آنكه آيات انفسيّهء الهيّه از مكاشفات و الهامات و مشاهدات و تجلّيات - تماما - در قلب ظاهر مىشود كه :
سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ
و تفصيل آن در باب اوّل مذكور شد . و